هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت بیست و سوم :
دوباره سوجان آمده بود. برای شان شام اصلی را آورده بود. بوی غذایش اشتهاآور بود. سفره ی حصیری کوچکی را پهن کرد و سینی ای شامل دو بشقاب غذا را متعاقبا به اتاق آورد. تانیا همه را از بازتاب تصاویر می دید. آرسین اکنون گوشی را کنار گذاشته بو د و به پیرزن در چیدن سفره کمک می کرد. ظاهرا با آن زن رفتار خوبی داشت.
سفره چیده شد و برنج کته، سیر ترشی و زیتون پرورده نیز به آن افزوده شدند. سوجان در نهایت
لطفا صبر کنید...
