پارت بیست و دوم :

آرسین از حمام بیرون آمده بود؛ در حالی که رکابی مشکی و شلوار گرمی به تن داشت. موهای نم دارش را در میان حوله ای کوچک خشک می کرد و بی آنکه به تانیا نگاه کند، خود را درازکش روی تخت انداخته بود و مشغول ور رفتن با تلفن همراهش شده بود.
مثل این بود که اویی وجود ندارد. تانیا معذب از روی تخت برخاست و خود را با تماشای وسایل اتاق مشغول کرد. از شدت افکار منفی و ترس از آن شب، سردرد گرفته بود، اما نمی خو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!