پارت هجده :

آن زمان بود که تئوری آتش سوزی را چید. خانه ی سوخته ی پر از دود، قطعا مهاجم را فراری می داد و او به راحتی می توانست بدون دیده شدن از در پشتی بگریزد. دری که پدرش برای ورود و خروج باغبانی که هرگز نداشتند تعبیه کرده بود. سال ها آن جا بود و به در باغبان معروف بود.
دری کوچک و زنگ زده بود که به اتاقک انباری راه داشت. داخل اتاقک بیل، فرغون، شیلنگ و لوازم باغبانی چیده بودند. یک در اتاقک هم به آشپزخ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    0

    من یه چیزی رو متوجه نشدم... مگه تست دی ان ای نگرفتن و دی ان ای با مال تانیا تطابق داشت؟ پس چجوری الان تانیا زندست و ساحل مرده؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    دی‌ان‌ای ابی که از جسد ساحل تهیه شد، با دی‌ان‌ای مویی که از شونه‌ی ساحل برداشته بودن، مطابقت نداشت. بنابراین مطمئن شده بودن که جسد مربوط به ساحل نیست.

    ۲ سال پیش
کپی شد!