هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت چهارده :
خانهی ساحل باز هم خالی بود. این بار با حکم تفتیش وارد شده بودند و پیش از ورود چند باری زنگ در را به صدا درآورده بودند که بیجواب مانده بود. اگر ساحل جاسوس دشمن بود، باید سندی از ارتباطش در خانه وجود میداشت؛ مگر اینکه از قبل اسناد را از بین برده باشد!
_باید دوربین کار میذاشتیم ورود و خروج رو چک میکردیم.
مهران پوفی کشید و کلافه ادامه داد:
_اصلا فکر نمیکردم ساحل زنده باشه. ب
لطفا صبر کنید...
