پارت سیزده :

خانه تاریک بود و تنها چراغی کره روشن بود، ال‌ای‌دی های مخفی آشپزخانه بودند. غذایی روی گاز بود که مطمئن بود پس‌مانده‌ی شام آن شبشان بوده. اجاق زیر قابلمه را روشن کرد و ضمن باز کردن دکمه‌های پیرهن، خودش را روی صندلی اوپن جا داد. ذهنش درگیر بود و فکر رسیدن جواب دی‌ان‌ای، آشوبی را به جانش انداخته بود.
اگر ثابت می‌شد که تانیا زنده است، باید از زیر سنگ هم که شده، پیدایش می‌کرد. مساله‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هه

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    سپاس

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    امیدوارم اتفاقی برای تانیا نیفتاده باشه ،ممنون از این که رمان رو به صورت رایگان هم میشه خوند ،موفق باشی عزیزم

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    ممنون از شما و لطفتون نسبت به رمان 🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!