پارت بیست :

گوشی را از کیفم بیرون کشیدم، لیست مخاطبین من کوتاه‌تر از اسکرین گوشی‌ام بود
بد هم نبود، حداقل نیازی نبود چندان به دنبال شماره‌ی مورد نظرم بگردم. تماس که برقرار شد، گوشی را به گوشم چسباندم.
سه بوق نخورده صدای بانو در گوشم پیچید:
_الو خانم؟
فوری پاسخ دادم:
_بانو من شماره‌ی راحیل رو ندارم، گوشی بهش میدی؟
با مکث پرسید:
_چیزی شده خانم؟
عصبی راهرو را پیمودم:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبینا

    5

    سلام من از لالایی پاندورا میام تا اینجا شخصیت الا و خزان مشابه هم هستن هردو بی گناه هستن در حالی که همه اونا رو گناهکار میدونن و طردشون کردن فقط خودشون میدونن درد رازداری چقدر تا ریشه ی جونشون رو سوزونده

    ۶ ماه پیش
  • چیپسی

    1

    خدایاااااا چقدررر میتونه یه ادم حقیررر و ظالم باشهههههه😭😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • Ray

    2

    نزنش نزنش نزنش اخه یه ادم چقدر میتونه بدزات و بددل باشه اخههه نکننن خزان فقط میخواد کمکش کنی چرا میزنیش زنیکههههه😭

    ۶ ماه پیش
  • Marzi

    5

    میدونم برای روند داستان لازم بوده این کمک خواستن اما نمیشد مثلا به راننده شون بگه بیاد نقش پدرشو بازی کنه؟؟؟ وضعش که خوب بود از توی خیابون هم می تونست یکی رو بیاره! مسلما میتونست با یکی از دکترها و پرستارهای بیمارستان هم با دادن رشوه، زد و بند کنه.

    ۸ ماه پیش
  • بهار

    5

    اون شونه که دیگه شونه نمیشه :)

    ۸ ماه پیش
  • ایناز

    0

    عاللللللللللی

    ۱۱ ماه پیش
  • .

    9

    یه چیزی رو نفهمیدم... دختره شوگر زده.. چرا اینقدر دلتون براش میسوزه؟ ولی خب عمهه هم دیگه خیلی بزرگش کرده...

    ۱ سال پیش
  • بهار

    18

    میدونم تازه واردی نباید بهت سخت بگیرم ولی من جات بودم این حرفو نمیزدم چون که با این حرفت چندین هزار آدم میان می کشنت عزیزم و همچنین بدون این چندین هزار نفر آدم واقعا یه لشکرن برای حمایت پیانولا پس مراقب باش ❤️❤️❤️❤️(قلب حاوی فوش است)

    ۱ سال پیش
  • شهرزاد

    6

    اول رمان و بخون بعد قضاوت کن

    ۱ سال پیش
  • Asra

    8

    اینم بجای تشکر از مرجان خانومه که رمان و برامون رایگان کرد.واقعا که بعضی ها قدر نمی دونن😐

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    0

    الان نمیدونم بهت بخندم یا چی ولی بدون قرار نیست تا اخر رمان همینطوری فکر کنی!

    ۱ سال پیش
  • لاله

    2

    بیست پارته دارم حرص میخورم

    ۱ سال پیش
  • نگین

    2

    میتونم به جرئت بگم بهترین کاراکتر مرد رمانتیک مرجان از نظر من میکائیله. یعنی این یکی رو یه جور دیگه دوست دارم. ولی اینجا واقعا بهش حق نمیدم. هر طور هم فکر کنم میبینم هیچ دلیلی واسه این رفتارش وجود نداره.

    ۱ سال پیش
  • Donya

    1

    وای من که تنها عاشق غرورت در مقابل همشون شده بودم بمیرم برات دختر🥺

    ۱ سال پیش
  • ساغر

    1

    دوست دارم این عمه رو بکشم

    ۲ سال پیش
  • زیزی

    1

    وای دلم میخوام برم همشونو بزنم

    ۲ سال پیش
  • شهرزاد

    0

    چرا انقد پشت سر هم دردسر درست میشه واسش😭

    ۲ سال پیش
  • نارسیس

    0

    عالی مثل همیشه

    ۲ سال پیش
  • عسل

    0

    چقدر خزان طفلکیه🥺

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️