پارت پنجاه و ششم :

ایستاده منتظر بودم تا شور مردها تمام شود. گلاره قدم تند کرد و خودش را به ئه‌دا رساند. دلهره از راهی که پیش گرفته بودیم و اتفاقاتی که در پیش بود، مثل خوره به جانم افتاد. مشورت مردها زیاد طول نکشید. با اشاره‌ی نیهان، همه دست‌ها را زمین زدند و به سختی بلند شدند. نرمین با چشم‌های گرد شده اول نگاهش را به من و سپس سمت نیهان گرفت.
- چیش کەرمی¹؟
- ادامه می‌دیم.
-ولی...
- گنه‌ را.
ئÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️