تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت شانزده :
او هر روز بیشتر حس راحتیاش در آن رابطه را از دست میداد و وقتی فداکاریها و از خودگذشتگیهایش از حد معمول تحمل فرا تر رفت، تا جایی که تبدیل به یک وظیفه شد؛ با همان نیرویی که قدرت عشق شاهین او را جذب کرده بود، او را از خودش دفع کرد.
میتوانم بگویم شاهین بر عکس هاله نه تنها عشقش کمتر نشد بلکه بیشتر هم شد. بیمحلیهای هاله برای دریافت توجه او را حریصتر میکرد و شاهین تمام توانش را Ú
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

میلاد سرداری | نویسنده رمان
از نوع نگارشم تو پارت اول مشخصه رمان من چجور مخاطبی رو میطلبه، بهتره سلیقهی خودتون رو بشناسید و در همون راستا مطالعه کنید. اینجوری وقتتون هدر نمیره.
۳ سال پیشیه آدم بدبخت
0من هنوزم هاله رو مقصر میدونم😑 خاک تو سرش ایشان نویسنده دستت طلا رمان خیلی قشنگه💫
۳ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
🙏🙏
۳ سال پیشاسرا
0عجب عالیه ممنون
۳ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
🙏✌️
۳ سال پیشآمینا
0خوب اگه شوهرش دوسش داشت چرا خیانت کردا.مگه هاله چیکار کرده که شاهین گفت دلیل خیانت خودت بودی🤔🤔
۳ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
آدم به کسایی بهشون نزدیکه و دوسش داره خیانت میکنه دیکه. اگه غیر این باشه که دیگه اسمش خیانت نیست.
۳ سال پیشمریم گلی
0نمیدونم چرا جوانها همیشه میخوان همه چی رو خودشون تجربه کنند که متأسفانه نتیجه ش میشه سرنوشت هاله همراه با یه بچه طلاق ،ممنون آقای سرداری
۳ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
🙏🙏🙏
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ونوس
0چیز زیاد خوندنی نبود فقط وقت آدم رو میگیره