شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و چهل و نهم :
چشمی گفت و او هم عقب تر از ما، دنبالمان آمد.
مستقیم به سمت اتاق پدرم رفتم.
کلیدش همراهم بود.
قفل در را باز کردم و رفتم داخل.
کلید برق را زدم.
چند نفس عمیق کشیدم و چشمانم را بستم.
بوی عطرش را هنوز احساس می کردم.
آن روز های اول که برای همیشه ترکم کرده بودند، با چشم بسته می آمدم داخل اتاق.
بوی عطر را دنبال می کردم به امید اینکه به پدرم برسم و چشم به روی او باز کنم.
اما
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
طهورا
0😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشسولماز
17ینی فکر حامی چی میتونه باشه؟؟!!!! 🤔🤔
۵ سال پیش..
4مثلابگه دفعه پیش دیدم چه جوری خیلی ماهرانه رفتی توکارخونه بیا ایندفعه تو دوربین وبقیه چیزاراغیرفعال کن آرکان هم گاوصندوق رابازکنه منم دم درکیشیک میدم تاهم کسی نیادهم شماکارتون ک تموم شدزود فلنگوببندیم
۵ سال پیشماریانا
4به نظر من پدر ومادرش زندن ومخفیانه دارن مدرک جمع میکنن🙈🙈🙈
۵ سال پیش..
5واااای اگه اینجوری باشه که عاااالیه
۵ سال پیشیاشیل
6چ فکری😭😭
۵ سال پیشتانیا
18وای حامی به ارامش میگه دخترم
۵ سال پیش..
29عااااخ یعنی باید تااااااا فردا صبر کنیم😕😦نمیشه نرگسی جووون امروز یه جایزه بده و یکی دیگه پارت تا ظهر بهمون هدیه بده لطفا🙏🙏🙏
۵ سال پیش?
16یعنی حامی چی میخواد بگه
۵ سال پیشH
32دست نویسنده دردنکنه واقعایه رمان متفاوته بااینکه یه کوچولواخلاقیات ارامش عجیبه ولی درکل رمان متفاوت وجذابه
۵ سال پیشزلزله
25دو تا پارت رو باهم خوندم خیلی خوب بود😅آرامشم که تقریبا یخش باز شده🙂😃رمان هم داره جالب و پیچیده میشه❤🙂
۵ سال پیشM
29واییییییییییی خیلی دلم میخواد زودتر پارت بعدی رو بخونم😍😍😍😍😍😍😍
۵ سال پیشمهران
39دمت گرم آبجی عجب رمان باحالی داره میشه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

K
5صدای بم و مردانش ینی چی؟؟؟ یکی برا من توصیف کنه لطفا😐