پارت صد و چهل و هشتم :

خواستم سریع وارد عمارت شوم که صدای بم و مردانه اش را از پشت سرم شنیدم.
- نمی دونم اسم این کارم رو چی می خوای بذاری، فضولی، پرویی، به قول شما با کلاسا کنجکاوی یا هر چیز دیگه ای.
اما من کلی سوال بی جواب تو ذهنم است.
تو راه هم یکم فکر کردم، اگه غلط نکنم، شاید بتونم راهی پیش پات بذارم.
اگه وقت داری، قبل از رفتنت به اتاقت یکم با هم حرف بزنیم.
با شنیدن حرف هایش، سر جایم ایستادم.
بØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • تینا

    0

    حماسه دلیل نیست که چون کمیل شخصیت فیلم اقازاده بود اینم همون باشع در ضمن اقازاده ورودی خارجی و داخلی نبود فقط یه چیز چرت و پرت

    ۶ سال پیش
  • kimi

    8

    شعت نکنه مسعود بابای حامی باشه؟😐🚶🏽 ♀

    ۶ سال پیش
  • گمنام

    5

    مسعود میتونه بابای حامی باشه؟ که حافظش رو از دست داده. ماهرو هم به نظرم جاسوسه چون وقتی آرامش گفت دیگه نمیرم دمق شد

    ۶ سال پیش
  • حماسه

    0

    به نظرم این نویسندمون بعد از دیدن فیلم آقازاده شروع به نوشتن رمان کرده... رد فیلم آقازاده رو قشنگ میشه حس کرد :)) قلم خوبه و اینکه این صمیمیت یهویی شخصیت اصلیا عجیب بود!!

    ۶ سال پیش
  • بارون

    2

    بنظرم ماهرو جاسوسه هخه هربار اینا میرن یه جایی اینم خودشو سریع میرسونه

    ۶ سال پیش
  • اسرا

    1

    بنظرم پدرمادرش زندن تو دست کمیل

    ۶ سال پیش
  • حوریا

    31

    عه! نویسنده عالی داره پیش میره ولی کمی تعجب اوره ارامش با اون دبدبه و کبکبه بیاد با حامی حرف بزنه و جواب سوالاتش هم بده😮یعنی میشه حامی دلش ب رحم بیاد و ارامش رو ببره جنوب؟کاش ارزو ب دل نمونم😢

    ۶ سال پیش
  • ..

    27

    گلم ارامش با ااین دبدبه کبکبه جلوش گریه کردو همچی و گفت دیگه غرور مفهومی نداره

    ۶ سال پیش
  • ..

    18

    گلم حامی نباید دلش بسوزه و آرامش رو ببره چون خوده آرامش هر جوری بخواد میتونه بره 😐بعدم حامی نباید بگه که میام باهات یا بیا بریم آرامش بگه بیا حامی باید بره (که البته نمیگه) 😑💔

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    0

    عزیزم هم خسته شده هم خودش گفت که دنبال یه سر سوزنم و حامی هم گفت شاید یه راه حلی بزارم جلو پات به خاطر همین داره جوابش رو میده

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    20

    واااییی مسعودبابای حامیه، وای خیلی خوب میشه ها، ولی آخه بابای حامی مگه بنا نبود؟ از تیر برق نیفتاد مگه؟🤔واینکه پارتای قبل آرامش با لباس خواب جلو حامی اومد، آرامش که همیشه حجابش جلوحامی رعایت میشد🙁🤔

    ۶ سال پیش
  • هستی

    20

    لباس خواب که منظورش (.....)نبود از اون پیرهن شلوارایه خواب

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    12

    من اصلا به اون فکر نکردم من منظورم مو بود، لباس خواب هم از اون بلندا در نظرم بود 😁☺️

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    5

    خو مگه دیدیش یا چیزی گفت که میگی موهاش حجاب نداشت؟😂بعد چرا مسعود باید بابای حامی باشه؟!مگه اسم باباش هم مسعوده؟

    ۶ سال پیش
  • سارا

    8

    ببخشیدا قصد توهین ندارم ولی مگه همه لباس خوابا دکلته و دامن کوتاهه ؟ ممکنه بلوز و شلوارم باشه هوم؟

    ۶ سال پیش
  • تانیا

    1

    چی مسعود بابای حامیه😳😯وای رمان داره خیلی جذاب میشه😍😘 باید تشکر کرد از خانم نویسنده⚘🥰

    ۶ سال پیش
  • K

    6

    اصن شاید یه روز ضایع شدیم ماهرو جاسوس نبود😂🤣

    ۶ سال پیش
  • Aisan

    12

    به نظر من ماهرو جاسوس کُمِیل هستش مسعود هم به احتمال زیاد میشه بابای حامی

    ۶ سال پیش
  • Azra

    11

    یه حسایی بهم میگه یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی ماهرو هست!!!!

    ۶ سال پیش
  • یاشیل

    12

    نمی دونم چرا هس می کنم مادر پدر ارامش زندن یا ماهرو خیلی مشکوکه

    ۶ سال پیش
  • Reza

    17

    بنظرم این مسعود که میگن گم گور شده همون پدر حامی هستش فقط دیگه نمیتونه حرکت کنه 😕

    ۶ سال پیش
  • پرنسس

    14

    وای وای داستان داره جالب میشه به به😁😁این ماهرو هم خیلی حرص دراره ها😒😒 ایشش

    ۶ سال پیش
  • .....

    20

    عالییی ولی فک کنم ماهرو داره حرفایی حامی و ماهرو رو میشنوه

    ۶ سال پیش
  • ?

    10

    دقیقاً فکرکنم داره می شنوه

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️