فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت سی و دوم :
_ ببین فرجام باید همه چیز عادی باشه ، تو هم برخوردت با ارشیا طوری باشه جلو آلا که انگار تازه با هم آشنا میشید مثل شب مهمونی .
_ خودم میدونم اینا رو فقط بحث بیرون رفتن چهار تایی چه صیغه ایی بود این وسط .
_ بابام گفت .
_ حالا کجا بریم .
_ نمیدونم حالا یه فکری میکنم .
_ نها ؟
_ جانم .
_ میخوام به مامان بگم زودتر عقد کنیم .
_ فکر نمیکنم بابØ
لطفا صبر کنید...

خانووم
2این رمان هر چقدر بگم محشره کم گفتممم