فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت سی و سوم :
با تکان دادن های آلا از خواب بلند شدم .
وقت نماز بود .
دیر وقت خوابیده بودم .
شاید یک ساعتی میشد .
چشمانم را مالیدم .
آلا چادر اش را روی سرش مرتب کرد و مشغول نماز خواندن شد .
من هم به زور برخواستم .
وضو گرفتم .
آماده شدم .
جا نماز را پهن کردم .
که نگاهم به آلا افتاد که از زیر چادر هم مشخص بود دارد گریه میکند .
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطی
0واقعا عالی