پارت پنجاه و ششم :

(تیام)
این یک هفته را با دلنگرانی و عذاب گذرانده بودم. در این چند روز حالم خراب بود. ولی با تمام این ها سعی میکردم خودم را آرام نشان دهم. در تماس هایش شماره مشکوکی پیدا نشده بود و سید گفته بود شاید در وات ساپ پیامی رد و بدل شده باشد. که ردگیری آن سخت بود.
اما چند روزی بود که جرقه ای در ذهنم مرا ویران تر از قبل کرده بود. جرقه ای به اسم هومن. نکند سرو کله ی هومن پیدا شده باشد. همین را به علی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیما

    0

    خیلی جذاب وگیراست واقعا عاشقش شدم

    ۱۲ ماه پیش
  • ریحانه عابدی (یسنا) | نویسنده رمان

    خوشحالم دوست داشتید

    ۹ ماه پیش
کپی شد!