آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت بیست و چهارم :
سری تکان داد و از جا بلند شد. خودش را در آشپزخانه مشغول کرده بود. با خودش کلنجار میرفت و هضم حرفهای تیام انقدری برایش سخت بود که میترسید با کلامی رفیقش را بیازارد. کمی زمان برای خودش خریده بود تا فکرهایش را سروسامان دهد.
و تیامی که سرش را به پشتی مبل تکیه داده بود و نمیدانست از بلبشوی به راه انداخته اش راضی بود یا ناراضی؟ با صدای کم جان علیرضا به خود آمد و چشم باز کرد.
- اینم از چای
مطالعهی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

شیما
0بله بخاطر جذابیت وزیبایی رمان،،