پارت بیست و دوم :

- گه نخور. تا اینجاش زهر چشم بود برای تو. از این به بعدش برای منه. دخالت نکن.
- احمق همه در به در دنبالشن. فقط کافیه آیه دهن بازکنه. شهر رو به توبره میکشن تا پیدامون کنن. بیا خونه. خودم هواتو دارم...
از این حرف گیسو لبخند کثیفی روی لبان کاوه نشست. نوچی کرد و خمار گفت:
- - نه این یه چیز دیگه ست.
- بیا. کاوه خودتو توی دردسر ننداز. حکم تجاوز بشینه تو پرونده‌ت کم کمش اعدامه.
کمی فکر کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • حنانه

    0

    تااینجا که رمان به دلم نشسته بنظرم تیام تو شرایط حساس زیاد درک و ملاحضه نداره طبق تیکه ایم که اول رمان خوندم ظاهرا اینا برمیگردن کار نیمه تمومو تموم می کن 🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

کپی شد!