آلام به قلم ریحانه عابدی (یسنا)
پارت بیست و دوم :
- گه نخور. تا اینجاش زهر چشم بود برای تو. از این به بعدش برای منه. دخالت نکن.
- احمق همه در به در دنبالشن. فقط کافیه آیه دهن بازکنه. شهر رو به توبره میکشن تا پیدامون کنن. بیا خونه. خودم هواتو دارم...
از این حرف گیسو لبخند کثیفی روی لبان کاوه نشست. نوچی کرد و خمار گفت:
- - نه این یه چیز دیگه ست.
- بیا. کاوه خودتو توی دردسر ننداز. حکم تجاوز بشینه تو پروندهت کم کمش اعدامه.
کمی فکر کر
لطفا صبر کنید...

حنانه
0تااینجا که رمان به دلم نشسته بنظرم تیام تو شرایط حساس زیاد درک و ملاحضه نداره طبق تیکه ایم که اول رمان خوندم ظاهرا اینا برمیگردن کار نیمه تمومو تموم می کن 🤦 ♀️