پارت بیست و دوم :

- گه نخور. تا اینجاش زهر چشم بود برای تو. از این به بعدش برای منه. دخالت نکن.
- احمق همه در به در دنبالشن. فقط کافیه آیه دهن بازکنه. شهر رو به توبره میکشن تا پیدامون کنن. بیا خونه. خودم هواتو دارم...
از این حرف گیسو لبخند کثیفی روی لبان کاوه نشست. نوچی کرد و خمار گفت:
- - نه این یه چیز دیگه ست.
- بیا. کاوه خودتو توی دردسر ننداز. حکم تجاوز بشینه تو پرونده‌ت کم کمش اعدامه.
کمی فکر کرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حنانه

    0

    تااینجا که رمان به دلم نشسته بنظرم تیام تو شرایط حساس زیاد درک و ملاحضه نداره طبق تیکه ایم که اول رمان خوندم ظاهرا اینا برمیگردن کار نیمه تمومو تموم می کن 🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️