فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت بیست و هشتم :
جواب ازمایش آمده بود .
خون دو نفرشان به هم خورده بود .
همه چیز داشت مطابق میل من پیش میرفت .
از خوشحالی روی پای خودم بند نبودم.
فرجام !
فرجام !
فرجام !
وای که چقدر لذت بخش بود حتی نامش برایم .
محدودیت ها داشت کنار میرفت ، خوشبختی و آزادی داشت به سمتم می آمد.
چه از این بهتر ؟
خیلی وقت بود فرجام را ندیده بودم د
لطفا صبر کنید...

...
4خیلی دوست دارم بدونم نها و فرجام چجوری جدا میشن و آلا چجوری میره سوئد