فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت بیست و نهم :
از زمانی که از اتاق بیرون آمدیم من رنگ به رخسار نداشتم .
همه فکر میکردند به خاطر خاستگاری و حرف زدنم با جنس مخالف است اما نمی دانستند که فسادی در اتاقم بوده .
همه داشتند میگفتند و میخندیدند که پدر فرجام گفت :
_ چه قدر وقت میخواید برای فکر کردن نها خانوم ؟
همه نگاه ها سمت من برگشت از آن رنگ سرخ داشتم به لبو شدن تشبیه میشدم .
سر بلند کردم و نگاه
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

سیده نرجس کشاورزی | نویسنده رمان
اشتباه گرفتید😂
۳ سال پیشنرگس
0به به خیلی قشنگه من منتظر پارت ۳۲هستم تا اینجا ازش راضی بدم همینجوری ادامه بده گلم 😘😘😘❤️❤️
۳ سال پیشمهسا
1نویسنده این کتاب خانم سیده نرجس کشاورزی هستن
۳ سال پیشریحون
0عه قاطی کردم😂
۳ سال پیشنری
1عالی بود واقعا همینطور پرقدرت ادامه بدید🧡🧡🧡🧡
۳ سال پیشندارضایی
1عالی بود واقعا من میخ کوب کرده پشت گوشی منتظرم تاپارت آخرش بخونم
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

خانمِ ریحون
1عالی بود حدیث جان، همینجوری ادامه بده بهترینی؛