پارت صد و چهل و ششم :

- یعنی حتی نمی‌خوای خونه‌ی جدیدمون رو ببینی؟ همه چیز رو همونجوری که تو دوست داری خریدم، مونده چیدنش که دست خودت رو می‌بوسه.
- اینجا دیگه خونه‌ی خودمونه آوا. دیگه نمی‌خواد نگران صابخونه باشی. هر کاری دلت می‌خواد، می‌تونی با هر کدوم از دیوارا که خواستی بکنی. فقط بیا. اصلا خودم یه روز میام دنبالت.
پیام‌هایش را می‌خوانم، عکسی از صفحه می‌گیرم و پیام‌ها را با حرص به بایگانی گوشی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سیتا

    1

    🤣🤣🤣🤣🤣 فقط بگو صدار سلاری هم فقط شهریار هست

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😁😁😉

    ۲ سال پیش
  • Sahar

    0

    لطفا از اوا و صدرا بیشتر پارت بزارید واقعا زوج جذابی هستند😍

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    حتما❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    وای سمیرچرابازمیایدسک سک می کنه لطفاپارت بعدی مینونیایدسک سک کنه😘🙏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    سمید ندونسته اب به آسیاب صدرا می‌ریزه😉🌺

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    2

    به به😍آوا و صدرا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    👏👏⚘🍀⚘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️