پارت چهارده :

(تیام)
روی تخت دراز کشیدم و با تمام توان سعی داشتم ذهنم را از آنچه درگیرش کرده بود، فراری دهم و نمی شد.
بازهم فکر ها و سوالات در ذهنم ردیف میشدند. چرا آلاء پیش آیین ماند؟
به خاطر آیه که نمیتوانست مانده باشد. ارتباط
صمیمانه ای بینشان نبود پس آنجا ماندنش فقط برای آیین بود .
چرا باید در خانه ی مرد نامحرمی شبش را صبح میکرد؟
آلاء بیوه بود دیگر؟
اصلا مگر ارتباطی به من

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    هر دفعه قشنگ ترو جالب تر از دفعه پیش ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • ریحانه عابدی (یسنا) | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۲ سال پیش
کپی شد!