من و یک دنیا دروغ به قلم آرزو شریفی
پارت هفتاد و دوم :
بیشتر طول مسیر به سکوت گذشت. از دست خودم عصبانی بودم. پیشنهاد صیغه از جانب خود من بود ولی حالا میفهمم مرتکب چه اشتباهی شدهام. چهار ماه پیش که پیمان برگشته بود ایران، صدرا اصرار داشت که حتماً باید همین الان موضوع را به خانوادهان بگویم. البته همه این اصرارها بخاطر رفتار پیمان بود که میخواست هرطور شده است به ازدواج مجدد راضیم کند. من اصلاً آن موقع شرایط حرف زدن با خانوادهام را نداشتم.
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ملیکا
1واقعا یک همچین آدمی لیا قت مادر شدن رو داره؟ نغمه خیلی خوبه که با این همه تهمتی که از جانب مادرش میشنوه هیچی نمیگه
۳ سال پیشآمینا
11یعنی خاک دو عالم تو سر مادر نغمه که دخترخودشو قبول نداره.همه غلط و تهمت پیمان رو قبول میکنن *** و محرمیت و شرع رو نه. ای وای از این جامعه
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
لایک
۳ سال پیشفاطمه
0یه ابهامی پیش اومده،پارت های قبل نغمه میگفت خدا رو شکر که مادر صدرا پیشنهاد *** رو داد اما این پارت میگه من پیشنهاد *** رو دادم!!!
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
مامان صدرا پیشنهاد داده اینم از خدا خواسته قبول کرده
۳ سال پیشاسرا
4عالی تموم عمرم اینقدرحرص نخوردم که سراین رمان دارم می خورم هرچه به خودم میگم نخونمش نمیشه😭
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
دلت میاد نخونیش؟؟؟
۳ سال پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
دلت میاد نخونیش؟؟؟
۳ سال پیشZarnaz
0خیلی قشنگ بود مرسی 😘😘❤️❤️
۳ سال پیشسارای
3واقعا نغمه بااین پنهان کاری از صدرا داره به خودش وزندگیش و بچش صدمه میزنه!
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نری
0عالی بود ❤️❤️