پارت بیست و دوم :

سرش و جلو آورد که لبام و محکم منقبض کردم و چشمای لبریز از اشکم و محکم بستم و سرم و کج کردم تا نتونه به خواستش برسه!
نفسش و کلافه توی گردنم بیرون داد که مور مورم شد و حس انزجار سراسر بدنم و گرفت!
انقدر سرم و چپ و راست کردم که عصبی شد و یهو توی صورتم فریاد زد-بلـــــــور آروم بگیر داری عصبیم میکنی!!
گریم شدت گرفت و ضجه زدم-ولــــم کن کثافت...گمشو برو بیرون...ولم کن پست بی شرف!
بی توØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیرا

    0

    ایکاش بهش تجاوزنمیشد حالا آیندش چی میش مگرطرفش روشن فکرباشه و

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️