پارت هشتاد و دوم :

_ من فقط کنجکاو شدم.
_ درسته! کنجکاوی حق تو بود‌‌. ولی یه لحظه به این فکر کردی که ممکنه این‌کنجکاوی چه عواقبی داشته باشه؟
_ چه عواقبی؟
نامی دوباره دست داخل جیب شلوارش فرو برد و استوار تر از قبل در مقابل ناله ی او گفت:
_ یکی از عواقبش اینه که شناسایی میشی. گفتم که! این خونه خواهان زیاد داره. مشابه جریان امشب، چند ماه قبل اتفاق افتاد. قضیه اش مفصله! ولی نمی خوام برات دردسر درست شÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    دریاچقدربیچاره ست ممنون 😘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️