صفر درجه به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت سی و هشتم :
تا عصر درگیر بودم.سه تا تست انجام دادم.اخرین تستی که انجام دادم تست وسترن بلات بود و داشتم میرفتم که جوابش رو بگیرم.دل توی دلم نبود ،نفس هام مقطع مقطع بود،به طور غیر قابل باوری استرس داشتم. انگشت های دستم میرقصید .عرق بین خطوط دست هام برق انداخته بود.سراسر وجودم رو حس های منفی گرفته بود.دختری با مقنعه و روپوش سفید پشت کانتر به جای اون مرد نشسته بود.اسمم و همراه برگه ایی که برای گرفتن جواب
لطفا صبر کنید...
