پارت سی و هشتم :

تا عصر درگیر بودم.سه تا تست انجام دادم.اخرین تستی که انجام دادم تست وسترن بلات بود و داشتم میرفتم که جوابش رو بگیرم.دل توی دلم نبود ،نفس هام مقطع مقطع بود،به طور غیر قابل باوری استرس داشتم. انگشت های دستم میرقصید .عرق بین خطوط دست هام برق انداخته بود.سراسر وجودم رو حس های منفی گرفته بود.دختری با مقنعه و روپوش سفید پشت کانتر به جای اون مرد نشسته بود.اسمم و همراه برگه ایی که برای گرفتن جواب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️