صفر درجه به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت سی و چهارم :
اشک هام قطره قطره پایین ریخت،زیر لب گفتم:
- خدایا دیگه نزن زدن نداره.زمین خوردم دیگه طاقت نمیارم.
سرم رو روی زانو هام گذاشتم و بیشتر و بیشتر اجازه دادم اشک هام احساساتم رو بیرون بریزن. این حق من نبود.این حق من از زندگی نبود.خدایا هر چی توی زندگیم میشه فایده نداره.چرا تا میخوام همه چیز رو فراموش کنم دلم نمیزاره.لعنت بهت هیراد.لعنت به زندگی که برام ساختی.اینقدر این اهنگ گوش د
لطفا صبر کنید...
