پارت صد و هفتم :

فرهاد به طرفشان آمد و در جای قبلی خود یعنی کنار گلشن نشست. مرتضی صدایش را در گلو صاف کرد و گفت:
- عمو می‌گم امروز ظهر خواستم لب حوض وضو بگیرم... بعد همچین که خم شدم مسح پامو بکشم همه‌اش یه نخ سیگار داشتم که همونم از توی جیب پیرهنم قِل خورد افتاد تو حوض آب...
فرهاد برای اینکه واکنشی نشان دهد، خیلی متاسف فقط گفت:
- ای بابا...
- زود برداشتمش هااا... منتها نم کشید دیگه...
سهیل دست زی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Roghayyeh

    1

    خسته نباشی آزاده جان💝من کلا شخصیت هارو یجور دیگه تصور می کنم اصلا شبیه عکساشون نیستن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی😍 ولی خب قسمت دوم نظرت چرا خب...🥲 شبیه افراد معروفی؟یا کلا ذهنیت خودته؟

    ۳ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    ساخته ذهن خودمه 😂فقط هم موقع خوندن رمان قیافه هاشون میادتو ذهنم تو حالت عادی نمی تونم تصویر سازی کنم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بازم خیلی خوبه😍 حالا امیدوارم شبیه توصیفاتم از شخصیت ها باشن🤣

    ۳ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    گلشن اصلا شبیه تصورات من نیست😂عکس رو که نگاه میکنم احساس غریبی میکنم باهاش

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عیبی نداره پس اصلا نگاش نکن😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    البته که هیچ اجباری نیست هرگز! خواننده این اختیار رو داره هرجور می‌خواد تصور کنه عکس شخصیت ها فقط واسه اینه که نویسنده دقیق بگه منظورش از اون توصیفات چیه

    ۳ سال پیش
  • هانا

    1

    اینقدر رمانتو خوب توصیف میکنی انگار خودم و کنار تک تک شخصیت ها میبینم شخصیت ها کاملا واضع هستن این جای تربیت عطا رو دوس دارم ک با ثروت زیادفرهاد مجبور ب کار کردن کرده ک مسئولیت پذیر بار بیار ولی کتک ن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از نظرت😍خوشحال شدم مرسی از لطفت🫂 درمورد عطا هم واقعا دمش گرم☺️ یه تنه جلوی سوسول شدن فرهاد رو گرفت

    ۳ سال پیش
  • تسنیم

    0

    وایییی عشق رمانتم ❤️ فرهادو خیلی دوست دارم . فقط کاش یه صحنه هایی هم می ذاشتی که فرهاد غیرتی هم بشه بچم 😂 ولی واقعا این مرتضی رو من خیلی ازش خوشم اومده . شخصیتش نمک آستانه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب پیش نیومد که بخواد نسبت به گلشن نشون بده چون شرایطش پیش نیومد خداروشکر ولی تعصباتش نسبت به فریال مشخصه🤪

    ۳ سال پیش
  • Mina

    0

    یعنی حوری که عطا هی به فرهاد میگه کره ***😂آزاده مطمئنی نبای ژانر رمانت مینوشتی طنز؟؟محاله مرتضی وعطا باشن ورمان طنزنشه.خیلی هم ملموسه!میگه خواستم ثابت کنم دستودل بازی🤣فرهاد بدبخت که گیر مرتضی افتادی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره ژانر ننوشتم آخه فکر نمی‌کردم انقدر از دید مخاطبینش این دو شخصیت طنز باشن😍💚 خوبه که دژاوو خنده به لبتون میاره🥺

    ۳ سال پیش
  • فرگل

    1

    وای این مرتضی اینقدر گیره به این فرهاد بیچاره که

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تنها کسی که از فرهاد متنفره🥴

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    فکر کنم مرتضی هم به فرهاد حسودیش میشه چون گلشن دوسش داره😅. چندشب پارت پشت سرهم داشتی امشب نداری بدعادت شدیم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت که دلت پارت می‌خواست🥺💚

    ۳ سال پیش
  • moon

    2

    مثل اینکه مرتضی خوشش آمده 😂میلیون های معروف 🤣و عطا فهموند باید روی پای خودش بایستد و پای انتخابش بمونه در هر شرایط وبرا بدست آوردن چیزی باید ی چیز هم از دست داد و همیشه زندگی اونجوری که میخوای نیس

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از فریال؟ معلومه که خوشش اومده🤭 حتی فرهاد هم فهمیده مدام هم قیافه‌اش این شکلیه🤨

    ۳ سال پیش
  • رها

    1

    سلام نویسنده جان این بار سوم تایپ میکنم امیدوارم ارسال بشه. و ببینی.عالی بود داستان تا اینجا فقز انیدوارم کلیشه ای نشه جدا نشن فرهاد و گلشن برای مرتضی هم شخص دیگه ای بیاد نه فریال.خداقوت عزیزم💓💕❤💖

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام گلم😍خیالت راحت باشه هر سه تا پیامت به دستم رسیده💚 و موضوعاتی که بابتشون نگران هستی اتفاق نمی‌افتن عزیزم💚

    ۳ سال پیش
  • رها

    0

    ممنون که پاسخ دادی عزیزممممم .من ازونام ک بکوب یه روزه رمان تموم میکنه و هیچ رمان انلاینی دنبال نمیکنم دیدم رمان شما تو برترین هاست کنجکاو شدم بخونم امیدوارم خیلی منتظر نمونم برای آخرداستان .😁😘💓💓

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    لطف بچه‌هاست که دژاوو توی برترین‌هاست🫂😍خوشحالم که شما رو مجاب کرده که بخونیدش💚

    ۳ سال پیش
  • فاطب

    0

    چرا اینقدرررررر خب مینویسیییییی دست مریزاد عاشق رمانتم بوس بهت❤️کاش هیچ وقت تموم نشه این رمان واقعا دلم تنگ میشه براش

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم خیلی خوشحال شدم😍🫂 ولی دژاوو همین هفته تموم می‌شه🥲💔

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    من تموم صحنه هارو تک ب تک انگارمث ی فیلم جلوی چشمام میاد.صحنه سازیت واقعافوق العادس،شخصیتاهم با همین عکسا تصور میکنم وبچه ای ک روی پای خودش باش موفقتر خواهدبوداذیت شده ولی الان تاثیرشو میبینی😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چقدر خوب😍😍💚

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    این مرتضی رو بده من ببرم😂😂😂😂😂بیچاره فرهادگرفتارشده باهاش الهی قمرفدای میلیونهات بشه جان دل😂🤣 حالاخوبه مرتضی این ماجرای میلیونی روبفهمه دیگه فرهادبایدگورخودشوبکنه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین چند ساعت پیش هم یکی مرتضی رو سفارش داده بود واقعا فرهاد رو دیوونه کرده 🤪 فرهاد فقط پیش باباش و گلشن راحت بود اون‌جوری بگه جلو مرتضی مگه از جونش سیره 🤣

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    باعرض پوزش اون ماشینه راجع ب شخصیت رمان مافیایه ک قرار بود بجای مونالیزا بذاری... بدرود 🫡

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عاشق حدس‌هاتم پرنیا جون😍💚

    ۳ سال پیش
  • فرگل ی

    0

    وای امان از دست این فرهاد واین میلیون هاش😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن به نفعشه که نفهمه منظورش رو🤪

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    حقیقتا فقط عطا از پس این فرهاد بر میاد مرتضی هم خوب حال فرهاد رو گرفت 🫠 این همه زرنگی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره واقعا🤭

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    1

    الهی فرها بچه چه ساده است🤣 دلم از دست کتک هاب عطا هم گرفت🥲 اینجا هم که از جمله معروف میلیون هاس استفاده میکنم🤣🤣❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره سادگی کرد باید می‌گفت من اصلا سیگار نمی‌کشم🤣جریان میلیون ها موندگار شده😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    نمیدونم چرا انقدر اشتباه تایپی داشتم🤣 نوشتم از جمله میلیون ها استفاده می کنم🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عیبی نداره من می‌فهمم☺️😍

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    1

    جریان میلیوناچیه😅😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قابل گفتن نیست🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شما بهشتی هستی ماهایی که فهمیدیم همه می‌ریم جهنم🤣

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    0

    😂😂نه خنگم،فک کردم زبان دیگس یاجمله رمزیه،الان فهمیدم،ولی مگ جای دیگم استفاده شده بودمیلیونو

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا رمزیه که😂😂 تا حالا دو بار توی دژاوو گفته شده. این بار سوم بود واسه همین بچه ها منظورش رو فهمیدن دیگه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اولین بار پارت بیست و شیشم اونجایی که عطا به فرهاد گفت تعهدنامه امضا کن. دومین بار پارت هشتاد و پنج اونجاییکه فرهاد صبح زود رفت هتل دید باباش اونجاست و بابت رفتارش گفت نمی‌خوام بچه دار بشم

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    ماشین سرعتیرمربوط به خانواده سهیل ستاره هست آیا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه اصلا ربطی به رمان دژاوو نداره اون صحنه. مربوط می‌شه به یه رمان دیگه

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    خوب توی اون رمان اگه صاحب ماشین گفت راننده هوی گفت متوجه میشیم فرهادبوده دیگه حالارمان نوشتید یاهنوزبه همین هورسیدی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای😂😂😂😂😂به همین هو رسیدی خیلی خوب بود😂😂😂 گلم این هو رو که خود فرهاد گفت. اون ماشینه فقط با سرعت زیاد رد شد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ولی الان منظور پیامت رو کامل گرفتم🤪 فرهاد تو ماشین خودش اینو گفت. سرش رو از شیشه نبرد بیرون که اون ماشین بخواد بشنوه... نمی‌دونم شایدم شنیده🥴

    ۳ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    0

    اوه اوه چه خشن و خفنه عطامون 😎 1 عکس و میبینم 2 تمام صحنه های عطا 3 ابدا مخالف نیستم من عاشق دانای کل ام 4 آره 5 الانم لوسه ب حرفاش دقت کنی همش گلم و.. 😒 6 من به شیوه ی تربیتی عطا احترام میذارم 👌

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی تو نخ بابای فرهادی😂😂

    ۳ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    0

    بد برداشت نکن من فقط با باحالا حال میکنم 😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!