در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و هشتم :
به خانه که رسیدند گلشن خیلی احساس خستگی میکرد؛ به اندازهای که اصلا حوصلهی تعویض لباسهایش را هم نداشت. واقعا پلک چشمانش را به زحمت باز نگه داشته بود. شالش را از سرش کشید و خودش را روی مبل تک نفرهای انداخت و تلویزیون را روشن کرد. بازویش را زیر سرش گذاشت و کنترل به دست به تکرار سریالی که دنبال میکرد، نگاه دوخت. فرهاد توی اتاقشان داشت مدارکش را برای مصاحبهی فردایش آماده میکرد و و
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره از همون اول بی تربیت بود😂
۳ سال پیشسمیه
0انقدر که دیدم قسمت آخرین نظرات پر از نظرواسه این رمانه کنجکاوشدم ببینم چ خبره.و بعد دو روز بهتون رسیدم و الان گریه ام میگیره میگی داره تموم میشه😭
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم🥲 به هر حال خوش اومدی به دژاوو💚
۳ سال پیشپرنیا
0میشه تموم نشه ؟؟🥺 ولی اونور مونالیزا رو داریم دلمون ب اون گرمه بنظرت پیمان نیست؟؟؟🤔
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دژاوو دیگه چیزی برای مانور و ادامه نداره گلم ولی خب شخصیت هاش همچنان توی مونالیزا هستن و اونجا یه قصه جدید تر داریم😍
۳ سال پیشنیلوفر سامانی
0آیا در مونالیزا فرهاد به اهداف شیطنت بار خود میرسه؟؟😂بچه نگران میلیون هاشه😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ان شاالله که میرسه🤣🤣🤣خیلی استرسشون رو داره واقعا
۳ سال پیشپرنیا
0میدونم عزیزم ،و امیدوارم مث دژاوو بترکونه💪😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منم امیدوارم🥺💚
۳ سال پیشmoon
0فرهاد عجب آدمی بوده رو نمی کرده🤣🤣
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به گفتهی یکی از بچهها واقعا شناگر خوبیه😂
۳ سال پیشPrya
0اگه پارتای دژاوو بیشتر بشه منم میرم درسمو میخونم🥲 هی پارت پارت خوندم دیدم فایده نداره دوباره نشستم از اول شروع کردم تو چن روز تمومش کردم حس میکردم یه جاهاییش فراموشم میشه الان دیگه خیالم راحت شد😎👌
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خسته نباشی جانا😍✨اون چیزی که دژاوو رو خاص کرده شما خواننده های قشنگش هستید🥺
۳ سال پیشRoghayyeh
1چه زود تموم میشه🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا یعنی؟🥺
۳ سال پیشRoghayyeh
0خیلی زوده لطفا ادامه بده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مونالیزا هم هست که🥲💚
۳ سال پیشیاس
0😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🫂
۳ سال پیشپریا
0نه لطفا رمان رو تمومش نکن ادامه بده در مورد زندگیشون بنویس این رمان حیف واقعا به این زودی تموم شه لطفا یکم بیشتر ادامش بده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قصهی مونالیزا جدیده ولی خب به خاطر اینکه فریال و فرهاد خواهر و برادر هستن در نتیجه دژاوو هم توی مونالیزا ادامه داره. ادامه دادنش در اینجا جز اینکه قصه رو لوس کنه چیز دیگهای نداره💚
۳ سال پیشهلن
0ممنون آزاده جان برای گذاشتن آهنگ اتفاق به فرهاد و گلشن خیلی میاد و ممنون بابت پارت های طولانی که می زاری 🫂❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خواهش میکنم 😍💚
۳ سال پیشرزا
0در جواب هستی اسم رمان نطفه هست
۳ سال پیشاسرا
2یه احساسی به من میگه که این عطاپشت دراست یافریال 😁😁
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه احساسی هم به من میگه نمیدانم اطلاعی ندارم😂
۳ سال پیشآمینا
1عطاست باور کن خودت فرداشب میبینیش. اومده یه کارت پر از پول بده به عروسش بگه عروس؛پسر من فعلا هشتش گروئه نهشِ منم نمیخوام غرورشو بشکنم(مثلا براعطا،غرور فرهاد مهمه😂🤣)به عنوان هدیه عروسی قبول کن
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی روی عطا حساب کردی به نظرم🤣🤣
۳ سال پیشآمینا
0ای بابا هی ما میخوایم احساسات عطا رو نسبت به پسرش بیدار کنیم ولی مثل اینکه شما راضی نیستی😂🤣😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دست من نیست خیلی غد تر از این حرفهاست😂 بزرگوار حرف حرف خودشه هرچی هم من بهش میگم اخم میکنه میگه توی روش تربیتی من دخالت نکنید نباید بهش رو بدم پررو میشه🥴
۳ سال پیشنیلوفر سامانی
0این چه جمله ای بود که فرهاد گفت؟🪓🪓😂 انتظار حرف قشنگی تری داشتم نه اینکه بگه تو ....عروسیه😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منظور واقعیش فقط با همین رسونده میشد🙈
۳ سال پیشسیتا
0رفتار فرهاد رو که میبینم تعجب می کنم قبلن چطوری جلوی خودش رو می گرفت الان اینقدر قشنگ رو اعصاب گلشن پیاده روی میکنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سیتا عزیز جواب سوالت خیلی آسونه و توی پارت فردا گفته شده🙈 دلم میخواد بهت بگم چرا ولی مزهاش میپره همون پارت فردا به جوابت میرسی🫂
۳ سال پیشستاره
1وای باورم نمیشه داره تموم میشه🥲 عادت کردم به بودن گلشن و فرهاد🥹وقتی تموم شد میخوام از اول بخونم چون اینجوری پارت ب پارت هی یادم میره ولی واقعا دمت گرم عالیترین رمانی ک تاالان خوندم((:
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای مرسی😍 این باعث افتخاره 🫂
۳ سال پیشزینب
0آهنگه اصلا انگار فقط واسه گلشن و فرهاده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره واقعا خیلی بهشون میاد😍
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سمیه
0نظرمم در مورد فرهاد اینه که این بشه از همون اول هم بی تربیت بود😂از همونجایی معلوم شد که گفت بین میلیون ها من برنده شدم و توی محله گلشن اینا هم که دعواش شد گفت هرجا میزنید اونجام نزنید😂😂😂عاشقش شدم