پارت صد و ششم :

*****
مامان منیر خیلی با دقت با تاروت‌هایش سرگرم بود. با نظم خاصی آن‌ها را روی میز جلو مبلی چیده بود و پیمان بی توجه به او مقابلش نشسته و سریالی تماشا می‌کرد.
- آها... حالا بذار جواب فالت رو بگم بهت فقط ببین چقدر خوبه!
پیمان با شنیدن صدای مادربزرگش سرش را به سوی او چرخاند و آن دستش که کنترل را گرفته بود، تکانی داد.
- من که اصلا نیت نکرده بودم!
مامان منیر از بالای فریم عینکش ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    1

    عمو سند بذارم برات که از دست شویی در بیای🤣🤣🤣🤣🤣 واییی اینا از کجا به ذهنت میرسه😂😂 دمت گرم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    سلام به آزاده عزیزم☺️ نمیدونم چرا با اینکه آنقدر عطا فرهادی اذیت میکنه و باعث تنفرم میشه ولی در عین حال احساس میکنم عطا خیلی خفنه خیلیم جذاب😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام گلم اتفاقا همه‌مون همین احساس رو داریم😂

    ۳ سال پیش
  • یاس

    1

    😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚🫂

    ۳ سال پیش
  • فاطی

    1

    وای مرتضی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤪💚

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    سلامممم.منم بالاخره رسیدمم😍❤️ خداقوووت✨️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به خوش اومدی نیلوفرررر😍💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بچه‌ها مژده که پارت امشبمون یعنی پارت صد و هفتم دژاوو طولانی ترین پارت رمانمونه😍🫂

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    دمتگرم بشدت ب این پارت خندیدم ،میدونی ک همیشه کارت درسته دیگههه؟؟؟❤️❤️❤️💋💋💋😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت😍🫂مرسی از تعریفت🙈💚

    ۳ سال پیش
  • امینا

    0

    خاطراتت قشنگ بود خوبه که همسرت بخونه رماناتو مثلا ورژن فرهاد رو روش نصب کنی. دوست دارم مرتصی ضایع بشه نتونه ثابت کنه بلکه دست از سر فرهاد برداره البته طرزحرف زدن و شوخیاشو دوست دارما ولی اینجا،نه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت😘 نه همون بهتر که نخونه🙈چون می‌دونم چرا نیشخند می‌زد😒 متاسفانه مرتضی موفق به اثبات می‌شه🤣

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    حالا مگه اثبات کنه سیگار میکشه چی میشه ؟قراره گلشن ناراحت بشه؟ فرهاد یک زبونی داره بلده چطور گلشن رو راضی کنه 😂🤣😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه گلشن خودشم باورش شده منتها مرتضی انقدر بدش از فرهاد میاد که فقط می‌خواد به خیال خودش خرابش کنه🥲🤣زبون باز بودن فرهاد هم که هیچ شکی ندارم 🤪

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    عالی عالی عالیییییی 😍💕

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت🫂

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    0

    جنتلمن،زیبا،عاشق دل سوخته،خواهرباوفا، معتادباحال،بی ادب جذاب، نظری ندارم، مشاور، آویزونه حال بهم زن، مادربزرگ مهربان، پیرزن پسر دوست، نظری ندارم، مادر بینهایت بد خاک توسرش

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی ازت😍

    ۳ سال پیش
  • شاپرک

    0

    مثل همیشه عالی بود عزیزم❤️👏خسته نباشی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنون🫂 باعث افتخاره که دژاوو رو دوست دارید😍💚

    ۳ سال پیش
  • مهدیه (همون رویا)

    0

    عطا : 💙 باحال ، خفن ، حسود ، عشق ، بی ادب ، لجباز ، شاید خشن ، شوخ و شیطون ، مخربِ شخصیت ، تنبل و...

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عاشقتم که فقط عطا رو گفتی🤣🤣 یعنی بقیه شخصیت ها رو اصلا حساب نکردی که🤣

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    💚مرد واقعی ❤️مهربون و قوی🤍عاشقی نا بلد🤎خوشکل و فهمیده 💜قلبی مهربون 💙لجباز و مهربان ولی حسود🖤شاید داداش خوب 🧡ی خواهر خوب💛تلقین به عاشقی💖مهربون 💕مهربونم و خودخواه💝کم کاری در مادر بودن 💔بد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از همه تون ممنونم بچه‌ها چقدر فعال هستید🥲🫂💚

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    0

    طفلی فرهاد مرتضی گیرش انداخته🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره واقعا🤣میاد این ور گیر مرتضی می‌افته... می‌ره اون ور گیر باباش می‌افته🤣

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    خیلی با حالی آزاده جون 😂⚘💚با وفا❤مهربون🗯ترسو🧡فداکار💜دلسوز وشوخ💙بد اخلاق وخانواده دوست🖤برادر خوب🧡خواهر مهربون💛حسود💖مامانی💕مغرور💝پول دوست💔منفعت طلب

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی ازت😍😍💚

    ۳ سال پیش
  • هلن

    0

    💚تکیه گاه امن❤️خجالتی🤍درونگر🤎دلسوزوزیبا💜باحال💙پسر بچه حسود 🖤باهوش🧡رفیق خوب💖مادربزرگ دوست داشتنی💕عصی قورت داده قاجاری💔خودخواه . ۲بره جلو بوش کنه یا بغلش کنه و یواشکی سیگارازتوجیبش برداره 🙂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت درمورد شخصیت‌ها😍 و درمورد دومی هم نه یه جور دیگه ثابت می‌کنه☺️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️