طلسم تارادیس به قلم طیبه حیدرزاده
پارت پانزده :
نمی دانم در نی نی چشمان لرزان، دستهای باندپیجی شده کثیفم یا ترسیده خفته درکلمات تهاجیم چه دید که از راه دیگری وارد شد.
با چرب زبانی یک مدرس کنکورگفت:
-خیلی خب. حق با توه. تو امروز عزادار مرگ مادربزرگتی. حبیب می گفت جز اون کسی رو توی دنیا ندارین. اول بهت تسلیت میگم. الان جایی رو برای موندن داری؟ خونه دوست یا آشنایی؟
لحظه ای از اینکه مثل آفتاب پرست رنگ عوض کرد خنده ام
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
1کارون چراباورنمی کنه مگه نمی دونه قضیه خنجرچیه