پارت چهل :

پنجره سرتاسری قسمت شمالی سالن به چشم می‌خورد که پرده نداشت ولی به روشنی خونه کمک بیشتری کرده بود و جلوی پنجره هم یک دست مبل سفید و مشکی L شکل چیده شده بود.
نگاهم به تابلوهای روی دیوار افتاد، نقاشی‌هایی با تم سفید و مشکی و عکس‌هایی از نمونه‌ کار‌هاش که با نظم خاصی روی دیوار کوبیده شده بودن.
زیر عکس‌ها یه میز تحریر و صندلی بود و روش چراغ مطالعه قرار داشت.
به سقف نگاه کردم، ال ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیکا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • الناز

    2

    عالی بود نویسنده قلمت پایدار خیلی رمانوتو دوست دارم😍😍😍😍

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    0

    ممنون خداقوت چه پروپیمون آقاماراضی به همون روزی یه پارت رایگان بودیم خدایی خیلی چسبید،متن خیلی مملموس وروان هست ،خیلی ایناباهم راحتن که، من روش یوسف را می پسندم درعین به روز بودن متمدن وبااخلاق هست..

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️