فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت بیست و ششم :
فرزاد لبخندی زد و به تمسخر گفت:
- چطوری اکس سگ اخلاقه من؟
مریم دستهاش رو مشت کرد و فوری به هال برگشت.
با خشم سمت فرزاد برگشتم که بیخیال شونه بالا انداخت و حین آویزون کردن پافرش به سمتم گردن کشید و گفت:
- خیلی بیتربیتید جفتتون، آدم با مهمون اینجوری برخورد میکنه؟
- تو مهمونی؟
ابروهاش رو بالا انداخت و زبونش رو آروم گوشه لبش کشید.
با لحن هیجانی گفت:
- راست می
لطفا صبر کنید...

مونالیزا
1خوب بود خیلییی