فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت بیست و پنجم :
سهتایی وسط هال نشسته بودیم و هرکدوم روی خمیر پیتزا یه چیز میریختیم.
ساره انگار بهتر بود که خودش داوطلب شد تا کمکمون کنه و گاهی به غرغرهای مریم میخندید و اذیتش میکرد.
پیتزاها رو آماده کردیم و مریم مسئول پختشون شد.
چیپس و تخمه و باقی تنقلات رو توی ظرفهای مخصوص ریختم و روی میز گذاشتم.
تیشرت لش و اورسایزی به همراه شلوار جین بگ پوشیدم و موهام رو محکم بالای سرم جمع کردم.
لطفا صبر کنید...

خوبه
0خوبه