پارت بیست و چهارم :

پیام رو فرستادم و به سمت نیمکت رفتم و چهارزانو روش نشستم.
برگی که روی نیمکت افتاده بود رو برداشتم که نگاهم به ناخن‌هام افتاد.
انگشت‌هام رو جلوی صورتم گرفتم و گوشیم رو چنگ زدم.
برای مریم پیام دیگه‌ای فرستادم:
- عصر میام آرایشگاه واسه ترمیم ناخن‌هام.
***
به محض باز کردن در آرایشگاه بوی رنگ مو و تافت باعث تشدید سر دردم شد.
چینی با بینیم انداختم و چشم گردوندم و مریم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️