فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت بیست و سوم :
تاکسی زرد رنگی مقابلم توقف کرد، در عقب رو باز کردم و نشستم.
با حرص غریدم:
- چیکار کردی فرزاد؟ تو چرا اینجوری هستی؟
صداش جدی شد:
- چیو چیکار کردم؟ درست حرف بزن بینم.
نیم نگاهی به راننده مسن انداختم و صدام رو پایین آوردم:
- چرا با مریم کات کردی؟
تند و بیملاحضه جواب داد:
- به تو مربوط نیست.
یکه خورده جواب دادم:
- تو شب تهدید کردی فرداش عملیش کردی!
خندید
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

....
1ما هم گرم می خوریم