آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت هفتاد و سوم :
کیومرث با دیدن پیرمرد به هرهر خنده افتاد.
خندههایش ناشی از فشار عصبی بود! چشمهایش تیک برداشت که به خندهی خود پایان داد.صدایش را در گلویش انداخت و گفت:
_این پیری که سر و مر و گنده اینجاست!
نگاه تمام حضار روی پیرمرد و نگاه پیرمرد روی جاوید نشست.پیرمرد چشمهایش را ریز کرد.
_چه بلایی سر این جوون اومده؟تو همچین شب مهمی چطور چنین فاجعهای رخ داده؟
هر کس میآمد و جنازه را
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
هنوزم اولین کراشت بردیاست؟❤️😁
۱۰ ماه پیشترنم
0بله بله معلومه خب..
۱۰ ماه پیشترنم
0وااای پس ثامر وارد میشود😍😍
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله😍
۱۰ ماه پیشmasy
0جیغغغغغغغغغغغ دختر چه چیزی خلق کردی هر پارتی که جلو تر میرم بیشتر عاشقش میشم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربووونت😍❤️ با دیدن نظرت خیلی انرژی خوبی گرفتم❤️😍✨️
۲ سال پیشZarnaz
1چقدر حرف بردیا غم انگیز بود تازه منم ناراحت شدم 🥺😥عالیه مرسی نیلوفر جونم 💋❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزدل❤️✨️ بردیا کارکتر مظلومیه🥲
۲ سال پیشسیتا
1نصف فتنه ها زیر سر جلال بود بقیه هم نا معلوم رمان باحالیه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام مرسی عزیزم💛
۳ سال پیشسمرا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍ثامر از وجود بردیا خبر داشته اما بهار رو بعد سی سال فهمید.
۳ سال پیشDr.mb
1حقیقتا من از همون اول هم به دلیل متن ادبی و استعاره و تشبیه عالی که داشت جذب رمان شدم خیلی متون ادبی و خوبی می نویسد مخصوصا متنی که در رابطه با یلدا نوشته بودید و همچنین عشق و... به نظرم عالی بود
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مررررسی از لطف تون❤️😍
۳ سال پیشDr.mb
0سلام وقتتون بخیر خیلی عالی شد ممنون که هیجان دادید به رمان جذاب ترش کرده و اینکه دلم برای امیر سام کباب شد امید وارم حداقل سرنخی از برسام پیدا شه بالاخره 🤔🥲 ممنون ازتون !
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍جا ی خالی تون بین نظرات حسابی احساس می شد❤️🥲چرا دل تون کباب شد؟این بچه ۷ تا جون داره😂
۳ سال پیشنری
0عالیییی بود نیلوفر جون خسته نباشی ❤️ دلیل انتخابم موضوع جذابش بود و کم کم عاشق رمان شدم🥰 پر قدرت ادامه بدهههه ❤️😁
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم😍 نوش نگاه قشنگت❤️مرسی که به سوالم جواب دادی🌻❤️
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام🥰حساب اون جداست خیالت راحت😁❤️
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0عهههه؟ آخ جون🤪 خیالم راحت شد...😂
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😎❤️
۳ سال پیشهانیه
1خیلی عالی بود مرسی عزیزم😍❤
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام❤️مرسی عزیزمم🌻 نوش نگاه مهربونت✨️
۳ سال پیشثریا
2*دلیل انتخابم پلیسی و معمایی بودنش هست*
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی که گفتی💕
۳ سال پیشثریا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلامم🥰قربونت منم خوبم❤️ دیگه اینبار گفتم بیخیال سرگرد بشم😂😂
۳ سال پیشAa
1عالی وهیجانی بود مرسی👏⚘🙏
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلاممم😍نوش نگاه قشنگت❤️
۳ سال پیش*.....*
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلامم❤️مرسی که به سوالم جواب دادی💕😍یادت نره برای امیرسام کمپوت بیاریاااااا😂آناناس دوست داره
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0الان همه میگن خیلی خوب شد امیر تیر خورد منم گیج شدم واقعا ولی اینم بگم اولین کراشم بردیا بعد امیر😉