پارت هفتاد و سوم

زمان ارسال : ۱۷۰ روز پیش

کیومرث با دیدن پیرمرد به هرهر خنده افتاد.
خنده‌هایش ناشی از فشار عصبی بود! چشم‌هایش تیک برداشت که به خنده‌ی خود پایان داد.صدایش را در گلویش انداخت و گفت:
_این پیری که سر و مر و گنده اینجاست!
نگاه تمام حضار روی پیرمرد و نگاه پیرمرد روی جاوید نشست.پیرمرد چشم‌هایش را ریز کرد.
_چه بلایی سر این جوون اومده؟تو همچین شب مهمی چطور چنین فاجعه‌ای رخ داده؟
هر کس می‌آمد و جنازه را

1739
251,332 تعداد بازدید
4,918 تعداد نظر
142 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۳ ساعت پیش

سلام سلام😍احوال شمااا؟؟❤️
اومدم مژده بدم و بگمم
سه شنبه پنجم تیرماه پارت داریمم😎

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سیتا

    10

    نصف فتنه ها زیر سر جلال بود بقیه هم نا معلوم رمان باحالیه

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام مرسی عزیزم💛

    ۶ ماه پیش
  • سمرا

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍ثامر از وجود بردیا خبر داشته اما بهار رو بعد سی سال فهمید.

    ۶ ماه پیش
  • Dr.mb

    10

    حقیقتا من از همون اول هم به دلیل متن ادبی و استعاره و تشبیه عالی که داشت جذب رمان شدم خیلی متون ادبی و خوبی می نویسد مخصوصا متنی که در رابطه با یلدا نوشته بودید و همچنین عشق و... به نظرم عالی بود

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مررررسی از لطف تون❤️😍

    ۶ ماه پیش
  • Dr.mb

    00

    سلام وقتتون بخیر خیلی عالی شد ممنون که هیجان دادید به رمان جذاب ترش کرده و اینکه دلم برای امیر سام کباب شد امید وارم حداقل سرنخی از برسام پیدا شه بالاخره 🤔🥲 ممنون ازتون !

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍جا ی خالی تون بین نظرات حسابی احساس می شد❤️🥲چرا دل تون کباب شد؟این بچه ۷ تا جون داره😂

    ۶ ماه پیش
  • نری

    00

    عالیییی بود نیلوفر جون خسته نباشی ❤️ دلیل انتخابم موضوع جذابش بود و کم کم عاشق رمان شدم🥰 پر قدرت ادامه بدهههه ❤️😁

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم😍 نوش نگاه قشنگت❤️مرسی که به سوالم جواب دادی🌻❤️

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام🥰حساب اون جداست خیالت راحت😁❤️

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    00

    عهههه؟ آخ جون🤪 خیالم راحت شد...😂

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😎❤️

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    10

    خیلی عالی بود مرسی عزیزم😍❤

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام❤️مرسی عزیزمم🌻 نوش نگاه مهربونت✨️

    ۶ ماه پیش
  • ثریا

    20

    *دلیل انتخابم پلیسی و معمایی بودنش هست*

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی که گفتی💕

    ۶ ماه پیش
  • ثریا

    11

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم🥰قربونت منم خوبم❤️ دیگه این‌بار گفتم بیخیال سرگرد بشم😂😂

    ۶ ماه پیش
  • Aa

    10

    عالی وهیجانی بود مرسی👏⚘🙏

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم😍نوش نگاه قشنگت❤️

    ۶ ماه پیش
  • *.....*

    20

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم❤️مرسی که به سوالم جواب دادی💕😍یادت نره برای امیرسام کمپوت بیاریاااااا😂آناناس دوست داره

    ۶ ماه پیش
  • فرهود

    20

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام💙ماشاءالله همه هم روحیات شون خشنه .از تیر خوردن کارکتر لذت می برن😂😂از جمله خودم😎

    ۶ ماه پیش
  • یلدا

    10

    کاملا مشخصه امیرسام اخه مگه نمی ببیند چقدر این بچه کراش و جذابه😍😂

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم😍 امیر که سلطان قلب ها است😂❤️

    ۶ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید