پارت بیست :

- می‌دونستی مهران برگشته شهرش؟ انتقالی گرفته، خونه رو هم تحویل داده.
پوفی کشید و خودش رو زیر کت جمع‌تر کرد.
- این دختره آخر واسمون دردسر درست می‌کنه... باید به خانوادش زنگ بزنیم بیان جمعش کنن.
- نچ، جمعش کنن چیه؟
- خب راست میگم دیگه، این بار خودکشی ناموفق بود اگر سری بعد زد و واقعا ریق رحمت سر کشید اون وقت صدتا صاحاب پیدا می‌کنه و خر من و تو رو میچسبن.
- دلت میاد اینجوری می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    6

    واقعا که بعضی از دختر ها خودشونو خیلی بی ارزش میکنن😔

    ۳ سال پیش
  • زینب

    1

    دقیقا به قول کمیل ساده لوح احساستشون به هر آدم بی ارزش میفروشن😏💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️