فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت بیست :
- میدونستی مهران برگشته شهرش؟ انتقالی گرفته، خونه رو هم تحویل داده.
پوفی کشید و خودش رو زیر کت جمعتر کرد.
- این دختره آخر واسمون دردسر درست میکنه... باید به خانوادش زنگ بزنیم بیان جمعش کنن.
- نچ، جمعش کنن چیه؟
- خب راست میگم دیگه، این بار خودکشی ناموفق بود اگر سری بعد زد و واقعا ریق رحمت سر کشید اون وقت صدتا صاحاب پیدا میکنه و خر من و تو رو میچسبن.
- دلت میاد اینجوری می
لطفا صبر کنید...

نسترن
6واقعا که بعضی از دختر ها خودشونو خیلی بی ارزش میکنن😔