پارت صد و سی و هشتم :

- چند وقته یاد گرفتی؟
از داخل اینه نگاهم کرد.
- چی رو؟
- موتور سواری.
لبخند پهنی زد و گفت : از وقتی یادم میاد پشت موتور بودم.
بابام موتور داشت. یه هوندای درب و داغون. از اینایی که اگزوزش صدای تراکتور می ده و دودش کل محل رو بر می داره.
همیشه از صدای لک لک و صدای لنت ترمزش، وقتی ترمز می کرد بدم میومد.
ولی خب عشق موتور هم بودم.
از ده دوازده سالگی با همون موتور می نداختم تو ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    26

    اوه ایولا آرامش اعتراف کرد که حامی زیباس 😉

    ۶ سال پیش
  • آهوو

    6

    کی؟ کجا؟ چرا من ندیدم...

    ۶ سال پیش
  • .....

    10

    جایی که درباره ی هستی گفت زیباست تهش گفت ای آخری رو با برادرش...حامی ....مشترکه

    ۶ سال پیش
  • زینب

    4

    پارت خودش دوخطه بعد نصف خطش همین بود بعد تو نفهمیدی؟؟ ناموسا شما چی میخونین؟؟؟؟😐😐😐😐😐

    ۶ سال پیش
  • تانیا

    1

    ای بابا با حامی نبود که منظورش هستی بود 😂😂

    ۶ سال پیش
  • ایسان

    1

    اول از هستی تعریف کرد بعد گفت که زیباست بعدم گفت با برادرش در این مورد شریکه ینی نامحسوس گفت که حامی خوشگله

    ۶ سال پیش
  • A.B

    1

    ناموسا ارامش راس میگه حامی خیلی خوشگله

    ۶ سال پیش
  • مریم

    1

    دمش گرم حامی من که واقعا کیف کردم خیلی حال داد مخصوصا که از ارامشم برد رو شو کم کرد

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    21

    خدایا یعنی میشه که بشه اخ اگه بشه چی میشه حامی قر بده بیا آرامش داره عاشقت میشه نویسنده با همین فرمون بری جلو عالیه دمت گرم یعنی اگع یکی به من اعتراف میگرد عاشقمه کمتر از الان خوشال میشدم😜😜😜😜

    ۶ سال پیش
  • ⚡Potterhead ⚡

    8

    وووویییییی چقد این پارت قشنگ بود من فکر میکردم آرامش حرصش بگیره با حامی دعوا کنه ولی بهش لبخند زد ایول ایول.. تازه حامی هم که چند بار بهش خیره شده میشه نتیجه گرفت تنفرشون از هم رنگ باخته هورا💖💖💖💖

    ۶ سال پیش
  • M

    11

    ایششششش.نباید برای ماهرو لباس بگیره.اصلا چه معنی داره آرامش براش لباس بگیره؟باید برای حامی لباس بگیره😃😁😄😍

    ۶ سال پیش
  • Sa_r_a

    9

    ناموصا اینم بحثِ که راه انداختی؟😂😂 برا اون نگیره ولی برا این بگیره😂😐💔

    ۶ سال پیش
  • ایدا

    0

    فکر کنم. ماهرو از دیدن هستی به دل بگیره و اخم کنه ولی بعدش متوجه بشه که اشتباه کرده و از جمله چرا باید برای ماهرو لباس بیاره اخه

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️