شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و سی و نهم :
خواست برود که اجازه ندادم و گفتم بیاید در نظر دادن کمک کند. هستی خودش هم گاهی سر بعضی از عکس ها، کمی توضیح می داد و نظرش را می گفت.
اینکه جنس پارچه اش چیست، چه مدت و چقدر رویش کار شده، به کداممان چه چیزی می آید و چه چیزی نمی آید.
از طرز صحبتش معلوم بود یک خیلی حرفه ای است
مشغول دیدن عکس ها بودیم که صدای قدم های مردانه ای حامی آمد.
سرم را بلند کردم.
مارا که دید، دستی پس سرش کش
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
^_^
6دوستان کی حامی به هستی گفت که ارکان خواستگارشه؟؟؟
۶ سال پیشحنا.../**
1خو چن پارتی هس ک از زبون حامی نبوده لابد تو همین فاصله گفته دیکه
۵ سال پیشسارا
5این پارتم مثل بقیه پارتا عالی بود ولی اینکه حامی گفت افغانیه شلوارشو تا کجا میکشید بالا بنظر من یه توهینه به من و بقیه افغان ها
۵ سال پیشF
16سلام .دست به قلم تون خوبه ولی باتمام خوبی ها نقدی دارم که امیدوارم مورد توجه قرار بدید .اینکه در رمانتون صفات و رفتارهای بد رو به افغانستانی ها نسبت میدید یک جور توهین هست .لطفا تجدید نظر کنید.باتشکر
۶ سال پیشایسو
9دقیقا مادر پدربزرگم مال کشور افغانستانه البته خیلی وقته اومدن ایران قبل از تولد پدر بزرگم بنظرم کشور افغانستان مثل بقیه کشور هاست و نباید مسخرشون کنیم
۶ سال پیشمهتاب
4کاملا با حرفت موافقم عزیزم
۶ سال پیش⚡Potterhead ⚡
3وایییییی عالی عالی
۶ سال پیشیاشیل
7😂😂😂عالی بود
۶ سال پیشM
7🤣🤣🤣🤣
۶ سال پیشتینا
10این پارت خیلی خنده دار بود مردم از خنده این حامی خیلی باحاله
۶ سال پیشمحدثه
11عال بود کلی خندیدم🤣🕊🌱
۶ سال پیشآرام
4وااا خفت کنه کجا ستاره میخواد 😓
۶ سال پیشآرام
5خدا خفت نکنه حامی😁
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سودابه
0ب نظرم نباید تو تورمان ب کسی که ملیت یه کشوردیگ رو داره توهین کنید چون اوناهم ادمن واگ تو این کشوراومدن از روی اجبارشون بوده وجبور بودن ک بیان کشوری ک جنگ نباشه ودر ارامش باشن