پارت صد و دوم :

*****
مامان منیر دل توی دلش نبود و داشت انتظار دیدن مهمان‌هایش را می‌کشید. نوه‌اش به او قول داده بود که حتما به همراه همسرش برای صرف شام به خانه‌ی او می‌آیند و حالا منیر داشت دلمه می‌پخت. در قابلمه‌ی روحی‌اش را باز کرد و عطر برگ موها زیر شامه‌اش پیچید. ذوق عجیبی داشت و هر لحظه به ساعت نگاه می‌کرد.
با قدم‌های سریع توی اتاق رفت و یکی از کشو‌های دراور را باز کرد. لباس‌های نو و تمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دریا

    0

    چرا دلم میخواد پیمان رو بکشم 😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم... چیکارش داری بیچاره رو🥺

    ۳ سال پیش
  • Prya

    0

    چرا من همش میام نگاه میکنم 1 ساعتو ۲۸ دقیقه مونده😐 تموم نمیشه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم🥺 تجربه بهم ثابت کرده پارت رمان رو زودتر از موعد بذارم با اینکه براتون نوتیف میاد اما چون توی خود برنامه نیستید فورا دیده نمیشه؛ اما سر ساعت خودش توی همون ده دقیقه اول فورا بازدیدها اوج می‌گیرن💚✨

    ۳ سال پیش
  • فاطی

    0

    ممنونم از نویسنده عزیز بابت این رمان بسیار زیبا که رفته رفته هیجانش داره بیشتر میشه ولی من حس میکنم قمرالملوک (اسم مادرشوهرمنم همینه🥲)فرهادومیبخشه و گلشنو به عنوان عروس قبول میکنه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به فرهاد که خیلی وابسته‌اس ولی بازم خدا می‌دونه🥺

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    1

    پیمان پسر خوب و آقایی ولی خوب جرئت فرهاد رو نداره بین اثبات خودش و فرار .فرار رو ترجیح داد این باعث شد زخم بدتری به گلشن بزنه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت🥺💚 همین‌طوره

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    2

    دلم برای پیمان یکم سوخت ولی خود کرده را تدبیر نیست. الان که رمانم خوندم فهمیدم شخصیت گلشنو دوس داشتمو خبر نداشتم.

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خداروشکر پس🥴 گلشن داره محبوب می‌شه💚

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    هرگز محبوب نخواهد شد خصومت شخصی باهاش دارم😑 (آزاده قهرم باهات خودت میدونی برای چی میخواستم نظر ندم ولی نشد 😑) #بی_جنبه_هم_خودتی😑 ولی من باورم نمیشد این چه طرز چت کردن بود اخه خیلی لوس بود که 😑

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چه خصومت شخصی با گلشن داری؟😂 با من چرا قهری؟🥺

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    نمیدونم از همون اول باهاش حال نمیکردم چون طرفدار پیمان بودم دیگه کینه ام تا الان مونده و خواهد موند 😂 مگ نگفتی دیگ همش اسم عطا رو میاری کووو فقط ی جا تو پارت گفتی اینا خیلی شبیه همن 😒🤐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پارت امشب هم فقط اسمش هست. پارت روز سه شنبه میاد ولی پارت روز پنجشنبه حضور خیلی پررنگ تری داره نسبت به سه شنبه😍

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    آزاده خانم هنوزیک سوم اونایی که رمان می خون کامنت نمی دارن چندروزپارت نذاریدباورکنیدهمه میان شکوه شکایت🤨👿🧐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا همین‌طوره! حتی تعداد کامنت گذاران به سی درصد تعداد دنبال کنندگان رمان(افرادی که رمان رو به کتابخونه اضافه کردن) هم نمی‌رسه!! ولی خب دیگه... من به عشق شماهایی که لطف می‌کنید و کم کاری اون افراد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    و کم کاری اون افراد رو جبران می‌کنید برام، پارت گذاری رو روی روال منظم خودش ادامه می‌دم🥲💚 دلم گیر لطف شماهاست عزیزانم😭🫂

    ۳ سال پیش
  • آیناز

    0

    خب عزیزم اولا مرسی واسه رمان عالیت دوما عرض کنم من تا الان رمان نمونده نخونم یعنی خدای رمانم و فقط چن نکته بهت بگم رعایت کنی تکراری نشه رمانت و خاص باشه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم😍🫂

    ۳ سال پیش
  • الی

    1

    چرا من انقد پیمان رو دوست دارم؟! خیلی بچه گلیه با اینکه رقیب عشقی فرهاد حساب میشدا ولی هیچوقت نتونستم حس بدی نسبت بهش داشته باشم به قول مامان منیر کاش این بچه هم سر و سامون بگیره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون پیمان واقعا آدم بدی نیست🥺💚 وقتی هم مامان منیر اینو گفته قطعا یه فکری هم داره😍

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    گلشن خیلی تغییر کرده مخصوصا وقتی متوجه شد که فرهاد رو دوست داره عطا و مرتضی هم موضع خودشون رو حفظ کردن ولی امیدی هست مه تغییر کنن😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نظر خودم رو بخوای برای مرتضی امید دارم پنجاه درصد خودش رو تغییر بده ولی عطا نه😁

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    چند پارت رو با هم خوندم عالی بود ولی آخرش یکم برای پیمان ناراحت شدم این چه مادری بود قسمت پیمان شد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی مظلومه حق اینو داره که خوشبخت بشه💚

    ۳ سال پیش
  • Prya

    2

    گلشن بچه خوبی داره میشه کم کم ازش خوشم میاد ولی استرسی که این پاراتا دارنااا🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    استرسش اینه که اواخر رمانه ولی تموم نمی‌شه... نکنه قراره اتفاقی بیافته؟😂

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    2

    چه استرسی دارم برای پارت بعد 😐 خودم چشمشون زدمااا😶

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نگران پارت بعد نباشید بخدا کاری نکردم🤣

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    قشنگم بهت اعتماد دارما ولی نمیتونم باورت کنم🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم هرجور صلاحه😂

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    4

    این همه مات عکسهای فرهادبودادالان که عکس پیمان دیدفرهادنرسه خو

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا نگرانی جالبی بود. ای کاش فرهاد رو همین لحظه برسونم و دعواشون بندازم🤣

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    نه دیگه داستان شور میشه ولی فرهاد اگرم ببینه چیزی نمیگه چون احساس گلشن رو میدونه اینقدرم عاشق هست که دعوا نکنه کدورتشون هم که با پیمان بعداز رفتن ریحان تموم شد،نشد؟ شخصیت فرهاد همه جورش خوبه عاشقشم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره تموم شده.حس بینشون قوی تر بود تااینکه بخوان ازهمدیگه برنجن وپیمان هم منطقی بود ازاین بابت ک فرهاد گذشتشون رو نمی‌دونسته وعاشق شده وگلشن برای خودش تموم شده. می‌دونست ک با فرهاد خوشبخت می‌شه🥺💔

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    دعوانمیشه ولی دل فرهادناراحت میشه بااینکه میدونه گلشن دوست میدارد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره طبیعی هستش این احساسات بخواد پیش بیاد...

    ۳ سال پیش
  • ایلما

    0

    1حس خوبی ب احساس گلشن دارم خیلی خودش وتعقیر داده این عالییه۲درمورد بچه فرهادواینکه پسرباشه😊۳اره خیلی .گلشن ک خیلی تغیرکرده فقط مرتضی وعطاهمچنان بی ادبن وپررو واین خوبه😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن تغییراتش رو مدیون اینه که دیگه سعی در سرکوب احساسات خودش نداره و عشق فرهاد رو باور کرده😍💚 ولی درمورد اون دو نفر بعید می‌دونم بخوان تغییری کنن😁

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    خلاصه که در پارت های بعدی شاهد تغییر کردن شخصیت ها خواهیم شد فقط باید منتظر باشیم🤩

    ۳ سال پیش
کپی شد!