در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و سوم :
آلبوم را به دنبال عکسهای فرهاد ورق زد و او را در یونیفورم مدرسهاش پیدا کرد و لبخند به لبش آمد. آنقدر حواسش را پی عکسها داده بود که صدای زنگ آیفون او را کمی از جای پراند.
قطعا فرهاد بود و از این فکر کمی ترس به جانش افتاد. اگر او فکر کند با پیمان وقت گذرانده است، چه؟ با خودش گفت فرهاد به او اطمینان داده است که اگر او را دوست بدارد قطعا با این موضوع کنار میآید و گلشن هم که او را با اط
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خواهر و برادریشون یه لول دیگهاس😍
۳ سال پیشملیحه
1واقعا از خوندن رمانتون لذت میبرم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای مرسی خوشحال شدم😍
۳ سال پیشیاس
0❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۳ سال پیش(فن عطا) رویا
0میخوام از ی رازی *** بردارم من همون مهدیه ام که تو پارتای اول تو سنگر پیمان بودم منتها ی مدت نبودم بعدشم روم نشد بیام موضع ام هم تغییر داده بودم برای همین هویت جعل کردم و از طرفدارای پ عذر میخوام 🤐
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اینقدررررر خندهام گرفته به کامنتت که حرفم نمیاد😂😂😂
۳ سال پیشمهدیه (فن عطا) رویا
0چرا ؟ مگه چیکار کردم ؟ 😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اعترافت قشنگ بود 🤣💚
۳ سال پیشستاره
1ازاده ی عزیزم امیدوارم هرچه زودترسلامتیتوبدست بیاری💕۱اینکه جاافتاده اس قشنگش کرده موضوعش زیادتکراری نی۲اره فک میکردم پیمان هم میجنگه براعشقش ک خداروشکر اینطورنشد🤭۳نه۴بیشترطولانی۵نمیدونم۶گرفتارم🥲😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت مرسی عزیزممم😍💚. پیمان طفلی میدونست دیگه شدنی نیست🥲
۳ سال پیشmoon
0پارت خوبی بود ، نزدیک بودنش به زندگی واقعی ۲نه ۳نه۴هم طولانی و هم کوتاه ۶متاسفاااانه منم دچارشم🤣ماهییییی قزل الا 😂😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
و اون آخرش که میگه آها...🤣💚 این از همه شون مهم تر بود یادم رفت بنویسم🥲
۳ سال پیشسیتا
0خوب بود پارت ها هم عالی بوده
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت🥲😍💚
۳ سال پیشپرنیا
0جذابترین خاصیتش صحنه سازی خوبشه ولی بخام بگم رمان از هرلحاظ پخته و جاافتاده اس،پارتای طولانی و بنظرم همه اتفاقا بموقع بجوابشون رسیدیم.ازت ممنونیم ک باحال بدبرامون پارت گذاشتی🌺❤️😘
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از این همه لطفت پرنیای عزیز☺️💚
۳ سال پیشهلن
0سلام آزاده جان ایشالا زودتر خوب شی 😘 دلنشین و نزدیک به زندگی واقعی و قابل تصویر سازی هستش ۲.نه۳.نه۴.طولانی❤️۵.من۶.منم دقیقا همین مشکل دارم سر آزمون ها یهو میاد تو ذهنم 💙🌹
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنون از امیدواریت گلم.. خوشحالم که بابت موردهای پنج و شیش تنها نیستم😍💚
۳ سال پیشایلما
1گناه داره پیمان بایدبفکرزن وزندگی باشی براش😁حالافرهادم این وسط چه خوشبحالش شده خداروشکر.(آزاده جون خدا بدنده ایشالا ک زودخوب بشی ).پارت امشبم عالی بود.مثل همیشه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همهاش منتظره فرصته به گلی نزدیک بشه... عطا هم بلاست هاااا یه چیزی میدونست که به سحر گفت دعا کن پسر هَوَلت بچه پس ننداخته باشه یه وقت😂 (هم اکنون رویا فن عطا میآید)
۳ سال پیش(فن عطا) رویا
0درست گفتی 😂
۳ سال پیشآمینا
0حالا بچه بعداز دوماه ازدواج دوتا بوس گرفت با بوس که بچه دار نمیشن خیلی پسر خوداریه خداییش چی خلق کردی 😂🤣😂🤣😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه دیگه اون اتفاقی که باید بینشون میافتاد توی پارت۱۰۱افتاد بعد عطا هم که نمیدونست اینا دور از همدیگه هستن به هرحال گفت زن وشوهرن دیگه نمیدونست دورن
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اتفاقا فرهاد خوددار نیست فقط مجوز نگرفته بود🤣🤣 در نظر باباش هم یه پسر به درد نخور، مفت خور، لوس و هَوَله😐😐
۳ سال پیشآمینا
0ای بابا اگه خودار نبود کاری به اجازه نداشت کار خودشو میکرد همین که صبر کرده تا مجوز صادر بشه خودش خیلیه پدرش حسودیش میشه چون میبینه ننه ملوک و زنش فرهاد رو بیشتر دوست دارن واسه همین اذیتش میکنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اون از آقایی و کمالاتش بود😍 باباش هم بله حسادت میکنه بهش🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از ابراز امیدواریت خیلی بیمارم😩
۳ سال پیشمنیر
0عالی😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی☺️💚
۳ سال پیشزینب
0خسته نباشی آزاده جون
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚
۳ سال پیشPrya
0نبینم بیماریتو گل من ۱ قطعا فرهاد۲اینکه ترمه بره۳داشتم ولی در طول پارتها تموم شد۴خوبه بنظرم همین روال۵من😐 مرتضی ۶بنظرم روح خبیثت بیدار شده الان من چطوری اینو از ذهنم پاک کنم؟
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ماهی اوزون برون رو قفلی زدی؟🤣 تبریک میگم به جمع گرفتاران خوش اومدی🥴
۳ سال پیشنسترن
0درضمن مثل همیشه عالی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی😍💚
۳ سال پیشنسترن
0مریض نبینمت بانو🧡۱خیلی وارد جزئیات نمیشه ۲خیر۳بود ولی دوستان پرسیدن منم فهمیدم نمیدونم منم گرفتارش شدم رفت! چون دخترم بردم مدرسه توی راه برگشت تو ذهنم میخوندم😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم💚🥲 به به جمع همهی گرفتارای ماهی اوزون برون 😩
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Zarnaz
1عالی عالی❤️وای خدا این فریال چقدر هوای فرهاد داره ای جونم😍حالا فرهاد تو به جاش باید تو مونالیزا حواشو داشته باشی😜😎😁🤭