در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد :
*****
جَو خانه گرم و صمیمانه بود و البته سر و صدای زیادی هم حکم فرما بود، دقیقا برخلاف جمع خانوادگی خودش که همه در سکوت خیلی مودبانه مینشستند و یا صرفا شنوندهی قمرالملوک بودند و یا اینکه خیلی آرام و خشک با یکدیگر گپ میزدند.
اما حالا میدید که خانوادهی گلشن باز هم مثل همیشه پر انرژی کنار یکدیگر هستند. برای فرهاد، هم بحثهای این خانواده جذاب بود و هم نحوهی عشق ورزیدنشان به ی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرتضی در برابر معین هیچ شانسی نداره😄 معین یه دونهاس اونم واسه نمونهاس🤭
۳ سال پیشدریا
2۱_ایششش از عشق زیادش به فرهاد جونم اینو گفت۲_وووی آره مرتضی خیلیی خوبه کاش ترک کنه۳_قطعاا۴_خب چون خوده فرهادم عاشقه درک میکنه۵_هر کیه عطر بلد نیست بخره۶_وای اونجا که گفت کسی شعور امین رو ندیده😂😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا خیلیها به فکر ترک کردن مرتضی هستن... ببینم آیا خودش به نتیجه میرسه یا نه🤔 فرهاد توی عشق سختگیره هرگز گلشن و پیمان رو درک نکرد چون خودش عاشق گلی بود حالا ببینم واسه فریال چی میشه🤔
۳ سال پیشدریا
0آفرینن بهش بگو به خاطر دل یه ملت ترک کنه🥲بچم حساسه ولش کنین یه گل داره تو دنیا تازه از هر باغبانی هم بیشتر مراقب گلشه فداش بشم من عزیز منه خب😂😍#فن فرهاد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چه قشنگ و استعارهای گفتی🤣💚
۳ سال پیشمبینا
0سلام رمان تقریلا چند پارته؟
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام گلم قطعا از صد و بیست پارت فراتر نمیره ولی به نظرم زودتر هم تموم بشه
۳ سال پیشهاناخانوم
2سلاااااام،۱.ازطرف خودت حرف بزن۲.بلی ۳.غیرتی ولی بادرک۴.غیرتی ولی بادرک۵.همکارویاپسرهمکارآق عطا۶.جرزدنش،وقتی گفت کی توزندگی ماجفت شیش آوردیم،تذکرش به امین تعریف ازخانوم مظفری،گرفتن حقش ازخاله فرهاد😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام گلم😍 مرسی که دونه دونه گفتی😂
۳ سال پیشهاناخانوم
1عزیزی من همیشه کامل جواب میدم فک کنم قسمت قبلی اصن نظرماندید😭
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
کجا؟ کی؟ چی؟ نظر دادی و من جواب ندادم یعنی؟؟؟ وای از دستم در رفته حتما الان میرم نگاه میکنم ببینم جریان چی بوده. ببخش قشنگممم💚
۳ سال پیشهاناخانوم
1عزیزی همین که اینقدددددخوبی وهمه راجواب میدی وقشنگ می نویسی عالیه همیشه سلامت باشی بانو🌹🌹🌹
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قشنگمممم🥰🫂 شما هم همینطور💚
۳ سال پیشآمینا
1بالاخره همشو خوندم مرسی از رمان زیبات 💙💜❤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزمممم مرسی😍🫂 خسته نباشی🥰
۳ سال پیشFatemeh
1راستی آزاده جون اگه بعضی سولات اطلاعیه رو جواب ندادم با دوستانی که کامنت گذاشتن هم نظرم❤😘
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت گلم هر زمان کامنتی نداشتی بچهها رو لایک کن... من عاشق مخاطبین فعالم🫂😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت گلم هر زمان کامنتی نداشتی بچهها رو لایک کن... من عاشق مخاطبین فعالم🫂😍
۳ سال پیشFatemeh
1اطلاعیه: ۱:از طرف خودت حرف بزن😂 ۲: آره ولی کنسله عمو🤣 ۳: سختگیر و غیرتی😎 ۶:هر قسمتی که مرتضی و فرهاد حضور دارن😁اصلاً فرهاد مکمله: فرهاد با عطا، فرهاد با مرتضی، فرهاد با فریال و....
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
از همه مهم تر فرهاد با گلشن😎 واقعا حق گفتی مکمله🥺💚 انقدر سر این شخصیتم حساس شدم هااا که میبینم یه رمانی اسم شخصیتش فرهاده بهم میریزم🤣
۳ سال پیشFatemeh
1❤❤❤❤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🫂💚💚💚
۳ سال پیشهانا
3آدم های معتاد بیشتر وقتا حرفهای و ب طنز میگن ولی عین حقیقته.عاشق کل کل مرتضی ام .خدای من مرتضی اگه عاشق ش چقد بد میشه واقعا دلش می شکنه آخه عطا محاله دختر ب مرتضی بده .دوس ندارم عاشق شه بعدش افسرده شه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا محاله
۳ سال پیش(فن عطا) رویا
1خیلی حال میکنم وقتی عطا رو ضدحال فرض میکنین 😂😂😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اخه یه درصد هم نمیشه فکر کرد عطا راضی بشه دخترشو بده به مرتضی مثلا🤣
۳ سال پیشماهیلا
2تویه کامنت پارت قبل گفته بودم که خوبه مرتضی از ترمه خوشش بیاد ، اما فریال جلبش شداگه داستان عشق این دونفر شروع بشه قطع بر یقین قمر خانم دیگه آدم سابق نمیشه آخ آخ عطا عطا
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قمر این بار دیگه میمیره عطا هم یه چیزیش میشه
۳ سال پیش(فن عطا) رویا
1زبونت و گاز بگیرررررررر استغفرالله استغفرلله همین و کم داریم .....😤😤😤😤😤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نگران نباش هیچیش نمیشه😍
۳ سال پیش(فن عطا) رویا
2یعنی خوشم میاد وقتی تو پارت عطا نداریم ولی بازم تو اطلاعیه داریم 😁 1 از طرف ما غذااااا نخور 🤓 2 صد البته👌3 خدا داند 4 ای بابا 5 خب وقتی داری اینطوری میگی یعنی اشناس 😁 6 غر زدناش 😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای فقط نظری که درمورد واکنش فرهاد به موضوع فریال داشتی🤣🤣🤣
۳ سال پیششاپرک
1مثل همیشه عالی بود.لذت بردم🙏❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی🥰💚
۳ سال پیشSana
1جان جدت شنبه ها هم بزارم آقا مث *** می شینم درس می خونم یکم انگیزه داشته باشه امتحانای ترمن 🥺
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا اگه بشه پارت گذاری رو بیشتر میکنم🥺باور کن خودمم تن تند مینویسم
۳ سال پیشالهه
2وای خیلی خوبه این کل کل مرتضی و فرهاد .انقد زیبا مینویسی که اون لحظه قشنگ ملموسه.
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی از لطفت😍
۳ سال پیشهانیه
2من این پارت و خیلیییی دوست داشتم آرامش خاصی داشت 🥺😍 وای اگه مرتضی از فریال خوشش بیاد چییی دیگه بیشتر کنجکاو شدیم زودتر رمان فریال و شروع کن 😍🤗
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حتما عزیزم😍 بعد از اتمام دژاوو
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Zarnaz
1عزیزم فرهادم چه مهربون زود گفت گفتم که یخت باز بشه 😍😍مرتضی جونم بخوای مخم بزنی نمیتونی فریال جون یه معین عزیز داره😍🤭 برو یکی دیگه رو برای خودت دست و پاکن😍😝🙈