پارت نود و نهم :

*****
سحر توی سالن و نزد شوهرش برگشت. عطا روی همان مبلی که در حضور فرهاد نشسته بود، لم داده بود و از همان موقع هنوز هم از آن‌جا نرفته بود. سحر کنارش نشست و با اینکه صحبت‌هایشان را تا یک جایی شنیده بود، خودش را به ندانستن زد و گفت:
- چی شد؟
عطا دستش را توی هوا تکانی داد و گفت:
- چی می‌خواستی بشه؟ حتما دویید که بره پیش دختره...
سحر نگاه نگرانش را اطراف او گرداند و نفس خسته‌اش را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    0

    چ نامردیه که ترمه لوسم قدر اینا سهم داره حتی بیشتر از فرهاد

    ۵ ماه پیش
  • زینت

    0

    لطفاپارت هاروطولانی تربذاریدلطفاااااااااا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلم می‌دونی دژاوو جز رمان های با پارت طولانی در اینجاست؟؟ اونقدر طولانی که چند باری پیام دریافت کردم که پارت ها براشون باز نشده متاسفانه

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    چرا داخل همه پارت ها نوشتی پارت طولانی تر بزار؟ واقعا از این طولانی تر اتفاق دست آزاده جونم دردنکنه نویسنده ای که از همه پارت طولانی تری میزاره❤️و خیلی ممنون بابت پارت های طولانیت😘😘

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم ممنونم😍💚امیدوارم همیشه لذت ببری🤩

    ۲ سال پیش
  • Fatema 74

    1

    آنقدر پارت ها خوب هستن که من غرق میشم توی داستان بعد یهو میبینم پارت تموم شد اصلا دارم عشق میکنم با این رمان دمت گگگگگگررررم نویسنده

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی لطف داری😍💚

    ۳ سال پیش
  • یاس

    1

    😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🫂

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    1

    ۱کمی تاقسمتی،به شخصه خودم بعضی اوقات نمیدونم چه نظری بزارم واما بعضی اوقات هم که کامنت میزارم نمیدونم چرا نمیاد اصن بعدم میبینم نیومده حرصم میگیره دیگه نمیزارم،قطعا رمان فریال،عاشقانه تاریخی طنز

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلم بیشتر از سی بار از شما تا حالا کامنت دریافت کردم😍😍حتی اگه نسترن بانو هم خود شما باشی که بیش از چهل بار... نگران نباش کامنت‌ها میان گاهی ممکنه خصوصی باشن که من تایید می‌کنم

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    0

    بله نسترن بانو هم خودمم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اووووه کلی کامنت دارم ازت دختر نگران نباش😍

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    2

    حتما قلم مافیایی آزاده خیلی خفنه فقط جان من عاشقانه نباشه بین خودمون بمونه ولی هیچ کدوم از قسمت های عاشقانه ی دژاوو رو نخوندم 😁 فقط به خاطر کامنت هاش ترغیب شدم ولی عطا گیرم انداخت موندگار شدم 😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا واقعا مافیایی هستش فاز عاشقانه‌اش خیلی کمه. شخصیت هام همه مرد هستن و تو فکر گسترش تبهکاریشون🥴ولی چرا عاشقانه‌های دژاوو رو رد کردی آقاااااا

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    وویی قلبمم یعنی عاشق *** چاک اینطور رمانام😍😍😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خودمممم😍 منو یه گوشه تو ذهنت نگه دار با این رمان میام یه روز😂 فعلا که رمان فریال طرفداراش بیشترن انگار

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    1

    وای خدا عطاااا گناه داره عطاااا ایشش خاک هفت خرابه تو سر ترمه و گلشن کاش هیچ کدوم نبودن عطا ام اذیت نمیشد 😑😑

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣خیلی ببخشیدااا جسارت می‌کنم به عطا چیزی می‌گم ولی همه‌ی زحمتارو فرهاد کشید عطا با خانومش می‌نشست سریال می‌دید🤣 انقدر تو فکرش نباش به حرفای فرهاد دقت کن🥲

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    2

    حالا چون خود عطا اعتراف کرده فرهاد زحمت کشیده منم از رو میرم ولی بازم هر چی باشه رئیس عطاس الکی نیس😂😂

    ۳ سال پیش
  • fafa

    0

    سلام آزاده جون..خب عطا تو این مورد حق داره ولی حق نداره ک انقد این بچه رو اذیت کنه... یکم عطا رو مهربون تر کن.. و این ک مشتاقم ک رمان بعدی رمان فریال باشه..ماچ بهت.

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام قربونت😍اینکه عطا اخلاقش عوض بشه شدنی نیست. اول اینکه ببین این آقا یه عمر اخلاقش این بوده بعد اینکه شخصیت‌های من توی تمام رمان هام خود مختار هستن واقعا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بعد اینکه می‌ترسم رمان بعدی فریال باشه و چون با دژاوو در ارتباطه... باعث خستگی‌تون بشه🥺💔

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    اتفاقا چون دژاوو تو ذهنمون پررنگه بیشتر کنجکاو میشیم و برامون جذاب تر میشه😊

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم 😍😍

    ۳ سال پیش
  • fafa

    0

    عزیزم انقد قلمت بی نظیره که آدم مشتاق میشه نه خسته... و این ک من یه نفر رو پیدا کردم ک میتونه عکسش رو برای عطا استفاده کنی تقریبا یه شخصیت دارن...اورهان توی فیلم چشم چران عمارت

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از تعریفاتت عزیزمممم خیلی ذوق زده‌ام از این لطف که شما بچه‌ها نسبت به من دارید🥰 راستش اونم شبیه عطا نیست😂 به توصیفات چهره عطا دقت کنید... نمی‌دونم توی چه پارت‌هایی افتاده

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    نه خیر نه خیر چی چی عطا مهربون ش شخصیتش عوض ش اولا عطا در قبال بچه اش حقی داره دوما آزاده نمیتونه کاری کنه چون خودش همیشه گفته شخصیت هاش مختارن سوما اصن چرا باید عوض ش شخصیت به این باحالی 😐😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا همینجوریش دوست داشتنیه🤣 بخدا فرهاد اذیت می‌شه خیلی جذاب می‌شه این بشر من نمی‌دونم چرا دلشون به حال فرهاد می‌سوزه...خود عطا هم بهش می‌گه پدرسگ😂

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    چقدر خوب که پدرش زحمتاشو دیده ولی خوب ازدواج و عشق که زوری نمیشه بزرگترها نباید چنین شرطی بذارن قلم خوب و زیبایی داری بانو

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره زحمتاشو می‌دونه ولی به روش نمیاره هرگز و ابدا🤣 فقط آمینا جون امیدوارم تمام پارت‌های رمانمو خونده باشی پَرِشی نخونی هااا ما داریم زحمت می‌کشیم اینجا... شما نمیدونی چه بلایی سر ما اومده...

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    چشم در اولین فرصت میخونم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚😍

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    1

    بعد از تموم شدنش فریال رو ادامه بده لطفااااا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به ببین کی مقاومتش شکسته اینجا😎

    ۳ سال پیش
  • سیمین

    2

    سوال پنجم.من به شخصه ژانرهای عشقی اجتماعی رازآلود رو دوس دارم بنظرم رمان عشقی تاریخی هم جالب باشه ازین داستانای عشقی واقعی تاریخی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خودمم تاریخی خیلی دوست دارم😍توی این زمینه خیلی می‌خونم

    ۳ سال پیش
  • سیمین

    0

    ۱.بله بهش حق میدم ۲.چون خستن شاید که یه قلبم نمیزارن ۳.رمان قشنگیه بخونید عاشق فرهادو مرتضی میشی ۴.داستان فریال رو بزار بنظرم بچه ها بیشتر پیگیری میکنن چون الان دژاوو رو خوندیم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    من فکر می‌کنم و تایپ می‌کنم... من باید خسته باشم😩 چشم اون رمان رو هم می‌نویسم😍 یه ایده‌ای دارم براش که نمی‌دونم ممکنه چه واکنشی بدید🤔

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    چقدخوشحال شدم مرسی عزیزم❤️🌺چقددلنگرانیای عطارودوست داشتم ولی طرزبیانش بنظرم میتونست جوردیگه ای باش.رمان بعدی فریال باشه چون توی حال دژاووهستیم بهتره.مث مهلاباشید حداقل ی استیکرچرا انقدبایدگفت بهتون

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره واقعا عطا خیلی سخت گیره طفلی فرهاد🥲 هههععععیییی روزه‌ی سکوت گرفتن فکر کنم💔💔

    ۳ سال پیش
  • مهدخت

    1

    عطا حق داره اما اینطور برخورد کردن با فرهادم واقعا حقش نیس میتونه درست ب فرهاد ماجرا رو بگه ..قطعا فریال

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    طفلی فرهاد...💔 من نمی‌دونم عطا یه روی خوش به این بچه نشون بده چی ازش کم می‌شه... هرچند الان رویا میاد می‌گه بچه خودشه صلاح می‌دونه اینطوری تربیتش کنه🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    آ باریکلا 😂👌👍

    ۳ سال پیش
  • حان

    1

    عاااالی بووود من طاقت ندارم توروخدا هرروز پارت بزار برامون🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تازه مجبورم رمان بعدی رو یه روز از پارت گذاریش کم کنم احتمالا🥲

    ۳ سال پیش
کپی شد!