پارت سیزده :


تقریبا پنج ساعت می‌شد که آن مشتری وی‌آی‌پی پشت میز نشسته بود و آسمان دیگر کلافه بود! او از استرس سرگیجه و حالت تهوع گرفته بود.
سعید با لیمونادی که چند دقیقه پیش برایش آورده بود، سعی در آرام کردنش داشت، اما تمام حواسِ آسمان به آن مردی بود که در حال کشیدنِ خطوط، روی آن آیپد لعنتی اش بود و به هیچ وجه قصد رفتن نداشت!
- حالا اینو بخورین! خنکه جیگرتون حال میاد.
- می‌ترسم حالمو بد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترمه

    0

    از اکلیل کننده ترین رمان هاییه که این اواخر خوندم

    ۲ سال پیش
  • ترمه

    0

    از اکلیل کننده ترین رمان هاییه که این اواخر خوندم

    ۲ سال پیش
  • طاهره

    0

    سلام گلم اسم پاناسیا واسه رمان معنی اش چیه؟

    ۲ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    در ادامه متوجهش میشید ولی بخوام کلی بگم میشه نوشدارو

    ۲ سال پیش
  • Fatemeh

    1

    نامه های آخر هر پارت خودش یه کتاب مجزاست از بس که قشنگننن🥹🥹😍

    ۲ سال پیش
  • سوگل

    2

    واقعا عالیه قلمتون،این باید چاپ شه🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    وای اونجا که سرشو بلند کرد گفت ساعت هایی که بیشتر از حد معمول می مونم.... اینجوری شدم که اوووه😱 به جای آسمان آب شدم

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    بله و اصولا اون دختر هم باید آب بشه اما نمیدونم چرا همیشه حرفی برای گفتن داره:))) و با دردسرایی که میسازه شدیدا اوکیه!

    ۳ سال پیش
  • Zemestanam

    0

    قبلم داره گورپ گورپ میزنه ببینم حیان با اسمان چکار میکنه.عجب اسم قشنگی حیان پارت ۱۳ تموم شد

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    برو جلوتر خاکستر شی :))))))))

    ۳ سال پیش
  • حلما

    3

    خیلی خفنی عاطفه جون😘 اصلا قلبم همش قیلی ویلی میره باخوندن هرپارت

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی مرسی از همراهی چشمای قشنگت🧡🌱

    ۳ سال پیش
  • مدی

    0

    انقد این رمان خوبه که هر پارتو که میخونم قلبم کلی اکلیلی میشه.✨✨

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    چقدر خوشحالم که دوسش داری :) عزیزدلم....

    ۳ سال پیش
  • Atiyeh

    2

    عاشق توصیفاتمم عاشق این نامه های آخر هر چپتر ام اصلا عاشق همه چیزشم🥺😍🥲 خیلیی خوشگل مینویسی😍 خسته نباشی عزیزم❤️😍

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    قربونت برم من ... منم عاشق توعم که اینقدر بهم انرژی میدید. باهام بمون و قول میدم که پشیمون نمیشی

    ۳ سال پیش
  • Razieh

    0

    عااالیه عاطفه بیصبرانه منتظر بقیشم 😍🤭

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دورت بگردم عزیزم. ممنونم که همراهی

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    حیان آخ بلاخره حالاساعت ببرتادوباره استرس نگیری وحیان پی نبرآسمان عاشق عالی عاطفه

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    قربونت برممم من:))))) عزیزمی مطمئنی ساعتو پس بده؟؟؟؟

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️