پارت هفتاد :

با برخورد آن دو به یکدیگر،کمی از نوشیدنی جاوید روی بالا تنه‌ی دختر ریخت.با هیزی دختر را براندازد که پلک‌های نم‌زده دلآرا توجه‌اش را جلب کرد.
_حالت خوبه؟ اتفاقی افتاده؟
با پشت دست چشم‌هایش را پاک کرد و گفت
_نه چیزی نیست!
مسیرش را کج کرد که جاوید مجدد در مقابل‌اش قرار گرفت.
_چرا یه چیزی شده! تاحالا ندیده بودم تو گریه کنی.
دختر بینی خود را که به‌خاطر گریه قرمز شده‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    اوووف کاراکتر جدیدو ببین چه کارا میکنه🤨

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله😁

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یا دلارا خواهرشه یا هم خواهرزاده و اینک تو گذشته بین ثامر و خاج اتفاقایی افتاده برسام و دلارا عوضی افتادن

    ۱۰ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    عالیییی مرسی نیلوفر جونم😍😍واقعا که هر پارت هیجان زیادی داره مرسی عزیزم ❤️💋

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت❤️😍 امیدوارم تا انتها ازش لذت ببری✨️

    ۲ سال پیش
  • *......*

    0

    بیست.. عالی به نظر من رز یکی از اعضای خانواده ی دلارائه به هر حال خیلی رمان خفنیه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم😍مرسی عزیزم💛🌻 همراهی‌ت همیشگی✨️

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    0

    دوستای قدیمی همن ؟؟؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام❤️ممکنه..... به زودی مشخص میشه😍

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    1

    دمت گرم دو پارت.آقا یادتونه دلارا از گل رز بدش میومد؟من فکر میکنم خواهرشه و بر حسب اتفاق یا عمد برسام رفته دست خاج و دلارا دست ثامر.اونیم که زخمی شده یا رزه که امیر میگه این کیه یا ثامر که بگه یا خدا

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    من کاملا نظرتو قبول دارم ولی چون ممکنه حاوی اسپویل باشه الان نیلوفر جون میاد میگه در آینده مشخص میشه😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    راه آزاده رو در پیش گرفتی😂❤️ می خوام تغییر جمله بدم😁جملات جدیدم: خدا دااند همه چیز به مرور زمان روشن میشه...مفهوم یکیه ولی ساختار عوض شد❤️😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم💙خواهش می کنم🌼 مرسییی از نظرت اما باید بگم خداا داند.به مرور زمان همه چیز روشن میشه....😁

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    1

    این رز یه پا گنگستره واسه خودش😊 فکر کنم🤔 مادر واقعی دلارا باشه یا خواهر بزرگتر ممنون از پارت هدیه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خواهش می کنم🧡✨️ منم خودم خیلی کارکتر رز رو دوست دارممم

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    0

    میگم نکنه رز نسبتی با دلارام داره شاید مادرش یا خواهرش باشد

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم🤩 به جمع ما خوش اومدی❤️امیدوارم اسم ت رو بیشتر بین نظرات ببینم🌼 و اینکه بله هر چیزی ممکنه....🤭

    ۳ سال پیش
  • Dr.mb

    1

    سلام وقت بخیر عالی بود ممنون ازتون 🙏 به به ترکیب بردیا و امیر سام چه عالی بود امیدوارم باز هم از این ترکیب شدن ها داشته باشیم همراه با بحث و کل کل😂 راستی خبری از برسام نشده هنوز مشتاقم ببینم کیه🤔

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامممم💙 در پارت های آینده قراره ترکیب این دو نفر رو داشته باشیممم😎و اینکه در مورد برسام هم خداااا داند😁مرسی از نگاه تون💛

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    مرسییی برای پارت هدیه عالی بود😍 من فکر میکنم یا خواهرشه یا مادرش😬

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم🍭💕 خواهش می‌کنم عزیزم💐مرسی از نگاهت😍 ممکنه......🤭

    ۳ سال پیش
  • جیم

    2

    خیلی عالی بود کنجکاوم بدونم بهار واقعا حسی به *** امیرسام و دلآرا نداره؟ رفیق سابق هم بودن؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم💛✨️مرسییی بابت نظرت🌻در مورد بهار هم که انءشاءالله خودش در پارت های بعد جوابگو میشه😁 و رز هم که خداااا داند😂

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم عزیز🌻 فکر کنم با اومدن کارکتر رز باید ژانر جنایی هم به رمان اضافه کنم😁موافقید؟😂❤️

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    2

    رمان خوبه ولی واقعا اینکه بهار عاشق امیرسام بشه رو مخم راه میره

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم🤩 به جمع ما خوش اومدی 🧡 امیدوارم اسم‌ت رو بیشتر بین نظرات ببینم✨️❤️

    ۳ سال پیش
  • نری

    1

    عالییییی بود خسته نباشی نویسنده واقعا مشتاق پارت بعدم مثل همیشه پر قدرت ادامه بده❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی💕خوشحالم که مشتاق میبینمت🦋

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    *خواهر بزرگتر*

    ۳ سال پیش
کپی شد!