آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت شصت و نهم :
کیومرث با بد عنقی گفت
_حتما جایگاه خودش رو بهش نشون میده! بعد مراسم منتظرتم تا باهم این نوشیدنی رو بخوریم.
هر دو دختر برای تعویض لباس به اتاق رفتند.بردیا که موقعیت را مناسب دید در کنار امیرسام ایستاد.
_فاصلهت رو با بهار تا دو مت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
ترنم
0این رز خیلی مشکوک و مرموزه نمیدونم تو کامنت های قبلی گفتم یا نه ولی همه اینا به برسام ربط داره