شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و سی و پنجم :
- رو دماغت هم یخ بذار تا باد نکرده.
به کل دردش را یادم رفته بود. وقتی یادآوری کرد باز درد گرفت.
نمی دانم چرا از حرف هایش به وجد آمدم.
واقعا دختری مثل او کم پیدا می شد.
از هر لحاظ.
دختر های هم سن و سال او فقط در فکر این بودند که چگونه با دوست پسر جدیدشان به رفیق ها و اطرافیان پز بدهند.
با کی و چه زمانی بروند گردش تا بهشان خوش بگذرد.
چطور پول پدر ها را خرج کنند که برایشان لذت
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ایدا
2من فقط خواستم به بقیه جزئیات هم بقیه اهمیت بدن گلایه گویی نکنن
۶ سال پیشایدا
3بعدم شما میگین عاشقانه نشده وقتی تو ژانر نوشته عاشقانه یعنی دیر یا زود عاشقانه میشه منم تو حرفام چیزایی رو گفتم که حقیقته به قول گفتنی حرف حق تلخه بعدم من منظورم فقط بع شخص شما نبود دروغ میگم
۶ سال پیشایدا
3ببین خانم الیا داستان عاشقانه تازگیا مد شده از همون دیدار. اول دلباخته هم بشن شمام همینو میخواین منم به نظرتون احترام میزارم بعدشم درسته داستان دختر مغرور نیست ولی کسایی این رمانو میخونن که براش
۶ سال پیشحاتم
2خسته شدم من هر هفته یبار میخونم میبینم همونه بدون ذره ای تغییر
۶ سال پیشایدا
19خودتونو بزارین جای نویسنده این همه زحمت این همه تلاش این همه با جزئیات دخترا تازه بیشتر زورشون میاد ارامش جنم داره جربزه داره فقط میخوان زرتی بیفته به پای حامیو بگه عاشقتم برات میمیرم دوست دارم
۶ سال پیشالیا
3منم نگفتم بیوفتع به پای حامی بگه عاشقتم ولی توی کجای دنیا دیدی که یه دختر انقدر سنگ باشه آرامش اصلا توجهی به حامی نداره... حامی هم همینطور اصلا توی دنیای خودشونن به هم یکم هم اهمیت نمیدن بعد چه جوری
۶ سال پیشالیا
3بعد چه جوری عاشق هم بشن.اول خوب دقت کن بعد بیا طرف رو تیر بارون آیداخانم بعدشم داری رمان عاشقانه میخونیم نه داستان درباره دختران مغرور و جربزه دارنمیگم بده نه ولی توی این چند پارت آرامش همون آرامشه
۶ سال پیشایدا
15مثل خانم ارام و مثل خانم الیا که چون تا حالا عاشقانه و مزخرفش نکردن اعتراض دارن و وقتی میبینن یه دختر تا این حد خودش میتونه رو پای خودش وایسه مثل بقیه نیست صداشون درومده حالام میخوام نظرمو بگم به نظر
۶ سال پیشالیا
2آیدا خانم هر کسی نظر خودش رو داره خب ولی ببین این همه رفتیم جلو هنوز دارن مثل بچه ها باهم کل کل میکنن بعدش اون ماهرو هی خودش. رو نزدیک میکنه ژانر رمان پلیسی عاشقانس نه کلکلی که اینا هی دارن😐😐😐😐
۶ سال پیشیاشیل
2کامل معلوم چی میشه حامی بدبخت سوسک میشه
۶ سال پیشمهسا
10به نظرم توی ژائرش باید فانتزیم میزدیعنی اگر این ارامش از ثانیه به ثانیه بعدتولدشم استفاده مفید کرده بود این همه نمیدونم کنکگ فو این چیزا اصلا شدنی نیس این به کنار ببر نگه داشتنش فقط😐😒
۶ سال پیش.....
2آره فانتزی لازمه
۶ سال پیشبهار
3اخجونننننننن دوئل داریممممم🥳🥳🥳
۶ سال پیش⚡Potterhead ⚡
14مزخرففففففف؟ واقعا واسه اونایی که این رمان رو مزخرف میدونن متاسفم.. اگه دقت کرده باشین میفهمین که دختر تنهایی مثل آرامش که تا حالا رنگ لبخند به زندگیش ندیده با ورود حامی داره کم کم درزندگیش حسای
۶ سال پیش⚡Potterhead ⚡
11حسای متفاوت رو تجربه میکنه. تازه تو این پارت معلوم شد نفرت عمیقی که حامی نسبت به آرامش داشت داره رنگ میبازه. من واقعا توجه نویسنده به جزئیات رو ستایش میکنم. کمی صبر داشته باشین به جای خوبش می رسیم💖🌷
۶ سال پیشH
8رمانتون عالیه خیلی زیادامامتاسفانه ماهمه کم طاقتیم دوس داریم زودتربه اوج برسیم براهمین مشتاقیم زودعاشقانه بشه
۶ سال پیشآرام
14من خودم.. یکی از طرف دارایه رمانم .. اما این همه من پارت و خوندم روز موعود نرسیده ی حس زود گذرم نیومده😁
۶ سال پیشآرام
6عزیزم من که نگفتم بده. اتفاقا خوبه حالا ببین پارت 135 و خودمون داریم میخونیم خب تا حالا هیچ اتفاقی بیفته فقط تلافی دقت کنی نوشته ژانر عاشقانه و پلیسی من فقط ژانر طنز و میبینم که خیلی باحاله
۶ سال پیشایدا
13که اگه دنبال عشق و عاشقیو هرچیز دیگه ای هستید برید تو لیست رمان های عاشقانه زیاد پیدا میکنین نشد من یکبار بیام پیامارو بخونم ببینم کسی اعتراض نداشته باشه بابا خودتونو بزاریت جای نویسنده این همه زحمت
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

hanieh
0استوپ... چتونهههه؟