پارت شصت و هشتم

زمان ارسال : ۶۶ روز پیش

در حال بارگذاری پارت هستیم. مشاهده پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

765
118,025 تعداد بازدید
2,049 تعداد نظر
102 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : دیروز

سلام سلام😍
یه پارت هدیه به شدت مهیج از امیرسام و بردیا دارممم
تو نظرات تحویلش می گیرید آپلود کنم ؟؟؟
خفن انرژی میخواااااماااااا....

نیلوفر سامانی : دیروز

قرار بود تا اطلاع ثانوی پارت هدیه نذارم اما...
از اونجایی که میدونم چشم انتظار بردیا و امیرسام هستید
پارت هدیه رو تا ساعت ۱۶ قرار میدم
منتهی شماهم لطف کنید تا فردا شب لایک هامون رو به ۷۶۲ تا برسونید😍❤️(اگه از اپ لایک کردید می تونید از طریق سایت اقدام کنید)
و اینکه نظرات امروز هم حسابی بترکونید...
خلاصه اگه انرژی خفن تون رو حس نکنم و رخی نشان ندید
دیگه تا آخر رمان پارت هدیه نمیذارم و ....☹️

روز های مهیجی در راه داریم.....
آماده باشید.....

نیلوفر سامانی : دیروز

این شما و این پارت هدیه ❤️
امیرسام این بچه رو گیر آورده بهش سیگار نمیده😂
خیلی از شماها از اوایل این دو نفر رو باهم ترکیب می کردید و خب من هم اخیرا این ترکیب رو خیلی دوست دارم
براتون قابل لمس هست که با اتفاقات اخیر رفتار بردیا تغییر کرده؟؟
انگار دیگه سرگرد سابق نیست!!
در کل در طول داستان شاهد تغییر رفتار کارکتر ها بودیم از جمله امیرسام
متوجه توجه نامحسوسش به بردیا شدید؟؟
فکر می کنید قراره چه اتفاقی بیوفته؟؟
ربط کیومرث به پیام ناشناس و... چی بود؟؟
*چه نظری در مورد کارکتر برسام دارید؟
فکر می کنید بردیا با توجه به فشارهایی که تحمل میکنه به امیر شلیک میکنه؟؟
پارت۱۰۰ دو نکته مهم داشت که توجه نکردید🥲کنجکاو نشدید کی به رز زنگ زد؟؟ برسام نبود....
طبق قرارمون منتظر لایک و نظراتتون هستم❤️

راستی اطلاعیه رمان مونالیزا رو دیدید؟؟؟
اینجا هم براتون میذارم تا بخونیدش

😍پارت گذاری رایگان مونالیزا 😍

به دلیل مشکلاتی که برای دوستان پیش اومده و نمی تونن سکه بگیرن، به ازای سه پارت وی آی پی از این رمان، یک پارتش رایگان می شه😍
فقط یادتون نره که کامنت بذارید که یه وقت رایگان بودنش برداشته نشه💚 چون تعداد کامنت ها به نویسنده اطلاع می دن که این رمان در حال خوندنه!
و نکته ی دیگه اینکه پس از اتمام این رمان تمام پارت هاش به حالت وی آی پی بر می گردن.
پس تا وقت داری این فرصت رو از دست نده 😎



نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرهود

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم💙شاید باورت نشه ولی وقت‌هایی که میای تحلیل می‌کنی خودم میرم یه دور مرور می‌کنم ببینم چی به چی شده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • فرهود

    00

    شخصا ناراحتم که برسام امیرنیست چون خیلی برادرانه های امیروبردیا رو دوست داشتم🫠اگه دقت کنید تو همه جا که بحث کتک کاریه امیرسام هم یه سیلی رو میخوره😂آخرش خیلی خفن بود.باید بیشتر بردیا رو اذیت کنه😈

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم💙 خیالت تخت قراره حسابی کرم بریزه😂فصل امتحانا هم شروع شده از همین‌جا یه موفق باشی بهت میگم❤️💪🏻

    ۲ ماه پیش
  • فرهود

    00

    ممنووون..نه اون فشار برای اولش بود الان خوبه .اون موقع تازه وارد دبیرستان شده بودم اونم تیزهوشان خیلی یهو فشار اومد.بعد کم کم عادت کردم دیدم نه خوبه😂

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر🌻💛

    ۲ ماه پیش
  • صبا

    00

    سلام آره منم همینطوری بودم اوایل اما بعد درست شد چون اولاش خیلی سخت میومد

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍به جمع ما خوش اومدی❤️

    ۲ ماه پیش
  • ثریا

    00

    امیرسام: دست راست جدیدم آدمکش حرفه ای بردیا: 😡 اول مهمونی بد شروع شد خدا آخرشو به خیر کنه 🤔 امیدوارم درمورد برسام اطلاعاتی به دست بیاد😃 یلدات مبارک عزیزم❤🍉

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم❤️مررسی بایت تبریک یلدا🍉موافقم خدا آخرررش رو به خیر کنه😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    00

    خیلی ام عالی امیرسام و بهار خیلی بهم میان امیرسام چون خیلی تنها بوده و با دلارا بزرگ شده بهش وابسته شده این حسشو با عشقِ بهش اشتباه گرفته که فکر کنم درست شه😬

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم🧡 مرسی از نگاهت‌ مهربون✨️ فکر می‌کنم احساسش نسبت به دلآرا قوی‌تر باشه ولی با این حال باید ببینیم چی پیش میاد😁❤️چون علاقه به مرور زمان شکل میگیره😎

    ۲ ماه پیش
  • *......*

    20

    وای تا اینجا که بی نظیر بود. بیچاره امیرسام مونده دلارا رو انتخاب کنه یا بهار 😂 عالییی فقط ای کاش اخرش امیرسام نره زندان ☹️

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم🤩به جمع ما خووش اومدی💛 مرسی از نگاهت✨️در مورد امیرسام هم که خدا دااااند😁

    ۲ ماه پیش
  • Dr.mb

    00

    در ضمن فکر میکنم اهنگ جدید (یاغی) سهراب پاکزاد خیلی توصیف حال امیر سام و بهار باشه موافقید؟😂

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    این آهنگ رو گوش نکرده بودم ولی رفتم گوش کردم😁اگر سکانس مرتبط باهاش داشته باشیم ، روی پارت قرار میدم❤️البته که امیرسام هنوز احساسش نسبت به بهار رو گردن نگرفته و نمیخواد قبول کنه این یاغی داره عوض میشه😂

    ۲ ماه پیش
  • Dr.mb

    21

    سلام وقت بخیر یلداتون مبارک بسیار عالیییی بود ممنون من به شخصه خیلی دوست دارم بردیا و امیر سام نسبتی با هم داشته باشن به نظر خیلی میتونه جذاب کنه روند داستان رو اما به هر حال ممنون ازتون عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلاممم🤩مررسی شب یلدا شماهم مبارک باشه🍉❤️وقتی هم طرفدار زوج امیرسام و بهار هستید و هم طرفدار بردیا و امیرسام😂😂

    ۲ ماه پیش
  • Aa

    00

    👏👏🙏⚘

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛🌼💛🌼

    ۲ ماه پیش
  • نری

    00

    مثل همیشه عالیییی بود خسته نباشی نیلوفر جون به نظرم که امیر سام با این رفتاراش عاشق بهار شده و اینکه پارت خیلی کم بود نمیتونم نظر دیگه ای بدم😭😭😭 مثل همیشه پر قدرت ادامه بده❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم🧡 مرسییی که همراه آخرین گلوله هستی و با نظرت به من انرژی میدی❤️🤩 در مورد امیرسام فک می‌کنم خودش هنوز نمیدونه کیو می‌خواد😂🤦🏻‍♂️

    ۲ ماه پیش
  • سیتا

    00

    چییییی شد اول مهمونی اینطوری شروع شد آخرش رو خدا بخیر کنههه

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیز💕 آنچه نکوست از بهارش پیداست😂 (🔫🩸)این ایموجی خودش حاوی اسپویل هست😂

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    00

    کاش کامل بود اینجوری خیلی عذاب آور چند روز وایسی تا پارت جدید بیاد. لطفا اگه وقتت آزاد شد دلت رحم بیاد و پارت بزار بدونیم چی شد ، مثل همیشه عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم💙 بله کاملا درک می کنم .این چند روز یکم درگیری داشتم 🥲از یکشنبه پر قدرت در کنارتون هستم❤️

    ۲ ماه پیش
آقای ایگرگ (Mr.Y) لحظاتی پیش

آذر پیرزاد وکیل موفق و متکبر بیست و شش ساله‌ایست که کودکی خود را به تنهایی و در خفا گذرانده. دختری از تبار سیاهی‌ که در پی از دست دادن والدین خود با گرفتن قیمومیت مردی ناشناس و بیگانه وارد حریم او می‌شود و تولد شش سالگی خود را در کنار پدرخوانده‌اش می‌گذراند. پدرخوانده‌ای که نتوانسته حتی لحظه‌ای کوتاه او را مشاهده کند. تصویر این مرد ناشناس در ذهن او علامت سوالی خاکستریت. آذر با مرگ ناگهانی پیرزاد بزرگ متوجه می‌شود پدرخوانده او پس از سال‌ها قصد بازگشت به کشور خود را دارد و ... .

محبوبترین های هفته

راه های دانلود اپلیکیشن

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

اسفند

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

بهمن

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

دی

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آذر

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آبان

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید