پارت نود و ششم :

*****
قمرالملوک را فورا به سی سی یو منتقل کرده بودند تا تمام مراقبت‌های ویژه را برای او در نظر بگیرند. روز اول سال جدید بود و تعطیلات مشکلات خاص خودش را به همراه داشت اما مظفری‌ها و بهتر اینکه ثروت هرگز «نشد و غیرممکن» را به خود جذب نمی‌کند!
فرهاد مقابل پذیرش نشسته بود و اصلا هم قصد نداشت به بخشی که خانواده‌اش آن‌جا بودند، برود. نه پای رفتن داشت و نه ماندن! فکر می‌کرد اگر به خانه‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه نفر

    0

    با اختلاف زیاد اول مرتضی بعد عطا و درنهایت خدایااا یه فرهاد قسمت کن

    ۱۱ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    وایییی خدا چقدر عاشقانه این ها این همه قشنگه چقدر بهم میانننن😍فقط گلشن جونم اشپزیت یکم بهتر کن بچم فرهاد تو دستت لاغر نشه این طوری پیش بری میشه هااا🙈🤭😝

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد اصلا نیازی به گلشن نداره خودش یه پا سرآشپزه😍😂

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    0

    عالی حرف ندارهههه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خداروشکر دوسش داری🫂💚

    ۳ سال پیش
  • تاالان رمان خوبی بود

    0

    فقط لطفاپارت های رمان راطولانی ترکنید.خیلی کوتاهه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تا الان؟؟ من دیگه دارم جمع می‌کنم بخدا... پارت‌های من خیلی طولانی هستن و دژاوو واقعا یکی از طولانی ترین هاست. شما هم بعد این همه مدت کامنت گذاشتی هم عیبی نداره مرسی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اگه کامنت‌های دوستان رو خونده باشید متوجه می‌شید که دژاوو چقدر پارت‌هاش طولانیه.خیلی دیر اومدی گلم

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    من انقدر تو کامنت هام گفتم چقدر این بچه مظلومه دیگه روم نمیشه این جمله رو به کار ببرم 😂 خیلی عالی بود 💕

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره واقعا گناه داره ولی بیاید قبول کنید اذیت شدن فرهاد خیلی جذابه🥲😁

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    سیلام قابل توجه دوستان و عزیزانی ک از عطا حرصی شدن خب اگه فرهاد لوووووس نیست پس چرا ب خاطر ی سیلی زمین و ب آسمون میدوزین؟ مثلا خیر سرشون پدر پسرن بذارین با هم خوش باشن 😂😂😂 #صرفا_جهت_حمایت_از_عطا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تنها کسی که عطا رو درک می‌کنه همه طوره خودتی🤣💚 تازه پارت امشب هم عطا رو داریم😎

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    ایششششش بچم دل داره خبببب عطا جونت منت اینکه بین میلیون هاش ... همون منت اونم میذارهه 😂😂#فن فرهاد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣دیالوگ ماندگار دژاوو

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    نویسنده جان به انتخاب خودت یکی از پیامامو انتخاب کن فکر کردم نمیان😂😶

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    انجام شد😁 پیام ها میان نگران نباشید... اگه خصوصی باشن من باید تایید کنم تا نمایش داده بشن و منم به محض اینکه ببینم تایید می‌کنم قطعا مگه اینکه توی متن پیام بنویسید واقعا خصوصیه

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    ووووییییی بالاخره نویسنده اجازه بغل داد یوهوووو ایول ایوله ایول راستی یلداتتت پس پس مبارکا خوش قلمم راستی با اون قسمت ماکارانی حال کردماا بگذریم که منم شربت بهار نارنج جای روغن استفاده کردم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی قربونت برای تو هم همین‌طور🥰 همه مون یه خاطر مشترک اینجوری داریم با هم فکر کنم🤭

    ۳ سال پیش
  • نفس

    0

    وییییی مردمممممم براشون

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی قشنگن کنار همممم🥺💚

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    ووووی گلبم مرسی بابت بغللللل راستی اون قسمت ماکارانی رو خیلی وقت داشتممممم یلدات پس پس مبارکاا نویسنده خوش قلمم قوی ادامه بده محشریییی قلمت مانا

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    0

    سلام چرایه قسمت ازمتن نمیادچندبارامتحان کردم،ازوقتی برنامه راحذف و نصب کردم😔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام گلم نمی‌دونم راستش🥺 غصه‌ام گرفت که یه قسمتش نیومده برات. توی سایت چک کن شاید اونجا اومد

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    این عطا تو اذیت کردن فرهاد کم نمیاره هاااا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اصلا تو بگو یه ذره🥺

    ۳ سال پیش
  • اتوسا

    0

    خوب

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥰💚

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    مرسی ک انقد خوش قولی و مرسی ک انقد قشنگ صحنه سازی میکنی،این پارتا میچسبه ب جون 🌺🥰💋

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از شماهایی که هر پارت برام کامنت می‌ذارید😭 خیلی احساساتی می‌شم مرسی🥺💚

    ۳ سال پیش
  • ایلما

    0

    سلام آزاده جون مرسی یلدای شماهم مبارک😍مثل همیشه عالیی بود پارت. قلمت ماندگا👌

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    منظورازاتفاق ناگواربرای فرهادمامان بزرگ نمرد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا فرهاد به دعاهای همه مون نیاز داشت طفلی😂وگرنه خودشم خوب می‌دونست که بدبخت می‌شد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام گلم. ممنون💚💚😍

    ۳ سال پیش
کپی شد!