پارت نود و پنجم :

فنجان توی دست ترمه با صدای بلند روی زمین افتاد و چند تکه شد. دستانش که تا همین لحظه‌ی پیش فنجان را گرفته بودند، توی هوا معلق مانده بودند. درست همانند یک مجسمه‌ی چوبی با دهانی باز خیره‌ی فرهاد بود.
همچنان همه در سکوت ولی این بار ناباورانه نگاهش می‌کردند. ضربه آن‌قدر قوی بود که هوش از سر همه پرانده بود. درست مثل یک زخم کاری...
نفس‌های قمرالملوک به شمارش افتادند؛ اما هیچکس متوجه او

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    0

    ترمه بسیار رو مخه✅️

    ۸ ماه پیش
  • Sky

    4

    من چرا فکرم پیش ماکارونی با ته دیگ سیب زمینی مونده؟!

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از بابت خوشمزگی؟ اگه چرب و چیلی نباشه قطعا دوست دارم🥰

    ۱ سال پیش
  • دریا

    0

    ۱ نه بابا اگه بکشیش که دیگه نمیتونی فرهاد بدبخت رو بچزونی۲ ته اش بنظرم ارث شو میگیره۳اره بابا ۴ اگه نویسنده بزاره یه بغلی...۵خب خواهرش آره مامانم داره هواشو

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اگه نویسنده بذاره یه بغلی... سوال چهارم درمورد ترمه بود و من اینو نفهمیدم 🥴 یعنی بذارم ترمه فرهاد رو بغل کنه؟ نمی‌ذارم من روی فرهاد تعصب دارم🥸

    ۳ سال پیش
  • دریا

    1

    آری حالا یه کوچولو بچم گناه داره حالا اینا رو بیخیال ماکارانیه چی میشه بچم ماکارانی دوست داره هعی

    ۳ سال پیش
  • دریا

    0

    ن ترمهههه کیه دیگه بره گم بشه منظورم اینه گلشن فرهاد بغل کنه من چرا همش اسمشونو قاطی میکنم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن خیلی مغروره ولی نگران نباش اونم خودش رو نشون می‌ده😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دریا جان ماکارونی پارت بعدی🤭

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    دستت بشکنه عطا🤕.قمر جون نمیمیره با کشمکش های فراوان گلشن رو با کمک فریال قبول میکنن صلح عمر هم فسخ میشه و ترمه میره المان

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آلمان چرا؟ اگه منظورت جاییه که قبلا بوده کانادا بود. بعدشم ها ها ها... اشتباه گفتی😎

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    همون کانادا ولی خیلی خوشحالی ک این حدسم اشتباه بوده نه؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله بسیار زیاد😁

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    همون کانادا این دفعه خیلی خوشحالی ک حدسم اشتباه شده؟؟؟

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    جاااااان ؟ ی بار دیگ بگوووو دست عطا بشکنهه ؟ منِ جان فدای عطا هویجممم ؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد بیچاره با این سنش هنوزم از باباش کتک می‌خوره آخه🥺

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    منم خودم دوسش دارم ولی بچمونو چزونده غرور نذاشته براش

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی اذیتش می‌کنه💔 اخلاق بدی داره عطا

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    نویسنده حالا قمرالملوک رو نکشی همه گفتیم زنده میمونه تو بکشیش بعد بگی دیدد مرد

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم... عمر دست خداست😁

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    ۱ نه بابا چیزیش نمیشه اگه قرار بود بمیره همون اول کاری می مرد ۲ هیچی خوش و خرم با گلشن زندگی میکنن ۳ فکر نکنم قبول کنن ۴ میره ور دل مامان جونششششش ۵ فریال و منیر احتمالا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چقدر قشنگه که همه می‌گن فریال فرهاد رو حمایت می‌کنه...، 😌😍

    ۳ سال پیش
  • فرگل

    0

    حالا قمرالمولک نمیره نندازن گردنفرهاد وگلشن🫠🥴

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دِ واسه همینه که می‌گم دعا کنید نمیره😂

    ۳ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    هورااااا چرا این پارت انقدر به من خوش گذشت ؟ عطا خیلی باحاله عاشق تیکه انداختن هاش ام حتی کتک زدنای فرهاد ام بهم میچسبه 😂🤣 فک کنم قبلا هم گفتم ولی حقیقتش من واقعا اصلا با گلشن حال نمیکنم نمیدونم چرا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تنها کسی که همه جوره عطا رو حمایت می‌کنه😎🤣💚

    ۳ سال پیش
  • ایلما

    0

    چطور دلش اومد دست روفرهاد بلندکنه🥹حالاگلشن وببینن چیکارمیکنن.1نه 2هیچی بخشیده میشه از طرف قمروالملوک۳اونم باز بستگی ب مادربزرگش داره ولی شاید عطا ازش خوشش بیاد4میخاد گلشن وحرص بده5اره فریال و ..

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با یه جمله‌ات خیلی حال کردم ولی نمی‌گم کدوم چون اگه بگم یه جای قصه مون اسپویل می‌شه😁

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    از طرف قمر جون بخشیده میشه 😄

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قمرالملوک ازش بعید نیست فرهاد رو ببخشه ولی خب باید دید...🤔

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    درسته باید دید چی پیش میاد😎

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    👍لایک برای جسارت وشجاعت فرهاد به نظرم مادر بزرگش اگر هم بمیره بخش بزرگی از اموالشو بدون قید وشرط بنام فرهاد زده.عطا چرا اینقدر با بچه خودش دشمنه مگه پسرش نیست؟🤔😡ممنون خوشگلم مثل همیشه عالی بود🙏😘

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا با تموم شیرین بودنش ولی اخلاق خوبی هم نداره💔 بعید هم نیست قمرالملوک یه کاری کرده باشه... به هرحال واسه این مادربزرگه خدا یکی فرهاد هم یکی😐💚

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    0

    نمیمیره،نمیدونم والله،مجبورن قبولش کنن،اصلا مهم نیست ترمه چیکار میکنه از دخترایی که خودشونو در این حد میخوان تحمیل کنن خوشم نمیاد،احتمالا فریال و پیمان حمایتش کنن.

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا منم به همین دلیل ترمه رو دوست ندارم😑

    ۳ سال پیش
  • امنه

    2

    فک کنم مامان منیر و پیمان هم حمایتش کنن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مامان منیر بیچاره خودش همونی بود که اوایل رمان قمرالملوک خیلی محترمانه از خونه‌اش انداختش بیرون😂

    ۳ سال پیش
  • لیلا

    0

    اگه آزاده جون ایرانیه ومنِ خواننده هم ایرانیم واین رمان ایرانیه که همش هست😁..همه ی گزینه ها حل میشه وهمه چی به خوبی وخوشی ختم میشه یعنی لالالالا لالالالا لالالای(آهنگ عروسی)🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    الانم قمرالملوک رو بستری می‌کنم انتهای راهرو سمت راست تا قشنگ سریال ایرانی بشه🤣

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    بد شد که ..🫠نه بنظرم ، یعنی این بچه شانس ندارع که ،باید قبول کنند یعنی اگه نخوان من خودم شخصا وارد رمان میشم 😂💔،امیدوارم کار احمقانه ای انجام نده ،شاید فریال و غیر قابل باور مادربزرگش

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فقط اگه رفتی توی رمان یه زحمت بکش سر از کار فریال هم دربیار ببینم دوست پسرش کیه ذهن فرهاد درگیرشه🤣 به قول فرهاد ببینم سرش ب تنش می‌ارزه یا نه🤔

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
کپی شد!