پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت پنجاه و دوم :
****
صدای جیغ هایش گوشم را آزار میداد اما چاره ای جز گوش کردن نداشتم
-میدونی من و تو چه شرایطی قرار دادی؟بفهمن کمکت کردم پوستم و میکنن!
نفس عمیقی کشیدم و در حالی که پایم را روی میز مقابلم دراز میکردم خیره به هامور گقتم.
-نمیفهمن،سردین احتمالا از پشت پرده ردت و پاک میکنه،اونم طرف ماست.
با حرص خندید:
-از اون خونه ای هیچ جا نمیرید،الان نه تنها سازمان مادر،اتهادیه و روسیه
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهدیس
3شت فک کنم رستاک اومد
۲ سال پیشالهه
11از جواب سوال خوشش نمیاد دقیقا مث ایوار واااای
۲ سال پیشAra
11قلبم میگیره با هر اشاره ای به هامور...
۲ سال پیشIliya
1بی نظیره
۲ سال پیش...
15الحق که پسر باباشه.از اینکه ازش سوال بپرسن خوشش نمیاد
۳ سال پیشمهرنوش
2یه چیزی عجیبه چرا سازمان هر سه نفر رو برای یه ماموریت می خواست؟ حس میکنم یه دلیل به جز اون چیزی که سردین گفت داره
۳ سال پیش.
1عاح
۳ سال پیشH
2بچه من یه سئوالی برام پیش اومد مگه هامور متولد ۲۰۰۵ نبود پس چطور سال ۲۰۱۷ فک کردن ۱۶،۱۷ سالشه؟ البته شاید بخاطر قد و هیکلش بود
۳ سال پیشTaraneh
5(❌احساس میکنم کامنتم اسپویل داره اگه میخوای نخونش) امروز داشتم به حکم کن و پانتومیم فور میکردم یادم افتاد تنها کسی که تنها موند سورن بود💔🥲من سورن رو با صدف شیپ کرده بودم اون رفت با مانی...💔😔🤦 ♀️
۳ سال پیشZed
2وایی منمممم علیم رفت بدبخت سورن بچم موند فقط
۳ سال پیشZahi
4تا بیاد من مردمممممممم صدتا سناریو ساختم تو ذهنمم هامور با کسی جفت نکنین شوهر خودمهه
۳ سال پیشNa
1بلخرههههه فردااا😭😭
۳ سال پیشآنی
1خو بود
۳ سال پیشماهی اوزون بورون
0صدا صدای رستاکه و از توی ماشین تیغه رو دیده بود و متوجه شده بود ک عروس دریایی میخاد فرار کنه..انقدرم خنگ نیست دیگه پیرانا جونمو خیلی دست کم گرفتین
۳ سال پیشhadis
1چرا فک کردم رستاک و این هامور داداشن؟ رستاک میتونه بچه ی همراز باشه؟ اینقد شباهت و ژنی که فقط توی این دوتاست عجیب بود
۳ سال پیشMo
3بابا اصلا یک درصدم امکان نداره رستاک بچه ی همراز باشه... این چند نفر که نقش اول رمانا هستن همگی تو یک رده سنی هستن. فهمش انقدر هم سخت نیست
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
3وااای ویونا مثل بچش دوسش داااره🥺رستاک خراب نکن تو رو خدااا